edged

[ایالات متحده]/edʒd/
[بریتانیا]/'dʌbəl'ɛdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای مرز؛ دارای لبه برنده؛ در لبه.

عبارات و ترکیب‌ها

finely edged

نازک‌لبه

knife-edged

تیزه‌لبه

rough-edged

زبر‌لبه

double-edged sword

شمشیر دولا

جملات نمونه

The cat edged closer to the bird.

گربه به آرامی به پرنده نزدیک‌تر شد.

She edged her way through the crowded room.

او با احتیاط از میان اتاق شلوغ عبور کرد.

The team edged out their opponents in the final seconds.

تیم در ثانیه‌های پایانی، حریفان خود را پشت سر گذاشت.

He edged the knife along the edge of the paper.

او چاقو را در امتداد لبه کاغذ حرکت داد.

The sun edged below the horizon, signaling the end of the day.

خورشید از افق پایین رفت و نشان‌دهنده پایان روز بود.

She edged closer to the truth with each new piece of evidence.

با هر مدرک جدید، او به حقیقت نزدیک‌تر شد.

The car edged forward in the heavy traffic.

ماشین در ترافیک سنگین به آرامی به جلو حرکت کرد.

His anxiety edged into panic as the deadline approached.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، اضطراب او به وحشت تبدیل شد.

The team edged their way to victory with a last-minute goal.

تیم با یک گل در آخرین لحظه، راه خود را به پیروزی باز کرد.

She edged out her competitors to win the race.

او با پشت سر گذاشتن رقبا، مسابقه را برد.

نمونه‌های واقعی

Rick did have a slight competitive edge.

ریک مزیت رقابتی جزئی داشت.

منبع: Sex and the City Season 1

Sanjay Patel edged me out by 12 points.

سانجای پاتل با 12 امتیاز از من پیشی گرفت.

منبع: Modern Family - Season 02

A good command of English will enable you to get an edge over your peers.

تسلط خوب به زبان انگلیسی به شما این امکان را می دهد که بر همسالان خود برتری پیدا کنید.

منبع: Sample Application Writing for Postgraduate Entrance Examination in English

But new arrivals are following the retreating ice edge.

اما تازه‌واردها در حال دنبال کردن لبه‌ی یخ در حال پسروی هستند.

منبع: "BBC Documentary Frozen Planet" Documentary Overview

I think I've lost my Colombian edge.

فکر می‌کنم حس کلمبیایی خودم را از دست داده‌ام.

منبع: Modern Family - Season 10

Half a dozen food stalls line the water's edge.

نیم دزین غرفه غذا در امتداد ساحل قرار دارند.

منبع: The Economist (Summary)

Gently hold the outer edge with your thumb.

لبه بیرونی را به آرامی با انگشت شست خود نگه دارید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

They're carefully aligned edge to edge at a right angle.

آنها به دقت در یک زاویه قائمه، لبه به لبه تراز شده اند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

You have to know where the edge is, the bark edge.

شما باید بدانید لبه کجا است، لبه پوست درخت.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American October 2021 Compilation

You know we both have rough edges.

می‌دانید هر دو ما لبه‌های خشن داریم.

منبع: Festival Comprehensive Record

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید