sharp

[ایالات متحده]/ʃɑːp/
[بریتانیا]/ʃɑːrp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای لبه یا نوک تیز؛ به‌طور تیزبینانه یا متفکرانه؛ تند یا شیب‌دار؛ به‌وضوح تعریف‌شده؛ چابک
adv. دقیقاً؛ به‌طور ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

sharp knife

چاقوی تیز

sharp turn

پیچ تند

sharp pain

درد شدید

sharp mind

ذهن تیز

sharp contrast

تضاد شدید

sharp rise

افزایش شدید

look sharp

خوش تیپ باش

sharp increase

افزایش شدید

sharp drop

افت شدید

sharp edge

لبه تیز

sharp fall

افت شدید

sharp taste

طعم تیز

sharp eyes

چشمان تیزبین

sharp point

نکته تیز

sharp focus

تمرکز واضح

sharp blade

تیغه تیز

sharp angle

زاویه تند

sharp image

تصویر واضح

sharp curve

منحنی تند

sharp bend

پیچ تند

sharp corner

گوشه تیز

sharp tongue

زبانی تیز

جملات نمونه

a sharp drop; a sharp turn.

افت ناگهانی؛ گردش تند

a sharp temper; a sharp assault.

خشمگین؛ حمله تند

a sharp, pungent odor; a sharp cheese.

یک بوی تند و تیز؛ یک پنیر تند.

a sharp pang of jealousy.

حسادت شدید

there was a sharp crack of thunder.

یک رعد شدید و مهیب وجود داشت.

Paul's a sharp operator.

پل یک متخصص زیرک است.

negotiate a sharp curve.

عبور از یک پیچ تند

a knife with a sharp edge

چاقویی با لبه تیز.

a sharp fall of temperature

کاهش ناگهانی دما

a short and sharp life

یک زندگی کوتاه و تند

a sharp photographic image.

تصویری واضح و شارپ

a sharp flash of lightning.

یک جرقه شدید رعد و برق

a sharp turn in the road.

یک گردش تند در جاده.

نمونه‌های واقعی

He heard a sharp intake of breath.

او صدای تنفس ناگهانی و شدیدی شنید.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

She ripped her stocking on a sharp nail.

او جورابش را روی یک میخ تیز پاره کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

It's a sharp drop followed by an equally sharp recovery.

این یک کاهش شدید است که با یک بهبودی به همان اندازه شدید دنبال می‌شود.

منبع: CNN 10 Student English April 2020 Collection

It's rigid, it's all tight folds and sharp edges.

سفت است، همه چین‌های سفت و لبه‌های تیز دارد.

منبع: Deadly Women

Those types of stones can make a really, really sharp edge.

این نوع سنگ‌ها می‌توانند یک لبه بسیار تیز ایجاد کنند.

منبع: Connection Magazine

Be careful, Tag—that has a very sharp thorns.

مراقب باش، تگ - آن خار بسیار تیزی دارد.

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

But demand for such help increased sharply during the pandemic.

اما تقاضا برای چنین کمکی در طول همه‌گیری به طور قابل توجهی افزایش یافت.

منبع: This month VOA Special English

I'm gonna need something a lot sharper than a horseshoe.

من به چیزی خیلی بیشتر از یک زانوی اسب نیاز دارم.

منبع: Lost Girl Season 05

A razor should have a very sharp blade.

یک تیغ باید تیغ بسیار تیزی داشته باشد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Some physicians say it could help keep our minds sharp as we age.

برخی از پزشکان می‌گویند که ممکن است به حفظ ذهنیت ما در طول پیری کمک کند.

منبع: Must-know high-scoring English reading for graduate entrance exams.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید