emigrate

[ایالات متحده]/ˈemɪɡreɪt/
[بریتانیا]/ˈemɪɡreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به کشور دیگری نقل مکان کردن

جملات نمونه

after the war, they emigrated to America.

پس از جنگ، آنها به آمریکا مهاجرت کردند.

He's emigrated to the USA and gone completely native.

او به ایالات متحده مهاجرت کرده و کاملاً با فرهنگ آنجا خو گرفته است.

At the age of twenty, he decided to emigrate and seek his fortune in Canada.

در سن بیست سالگی، او تصمیم گرفت مهاجرت کند و ثروت خود را در کانادا جستجو کند.

The family decided to shake the dust off their feet and emigrate to Australia.

خانواده تصمیم گرفت غبار را از پاهای خود پاک کنند و به استرالیا مهاجرت کنند.

She was one of a number of artists who had emigrated before the war and gone native.

او یکی از هنرمندانی بود که قبل از جنگ مهاجرت کرده بودند و با فرهنگ آنجا خو گرفته بودند.

She was inhibited from making the decision to emigrate by the thought of her mother's loneliness.

او به دلیل فکر کردن به تنهایی مادرش از تصمیم به مهاجرت باز ماند.

After the Nazis came to power in Germany, many scientists emigrated (that is, left Germany).

پس از به قدرت رسیدن نازی‌ها در آلمان، بسیاری از دانشمندان مهاجرت کردند (یعنی آلمان را ترک کردند).

نمونه‌های واقعی

Susan, do you really need all this? I mean, we're not emigrating.

سوزان، آیا واقعاً به همه اینها نیاز دارید؟ من می‌فهمم، ما مهاجرت نمی‌کنیم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

The young romance, however, isn't allowed to blossom as Nora's family emigrates to Canada.

با این حال، عشق جوانی اجازه نمی‌یابد شکوفا شود زیرا خانواده نورا به کانادا مهاجرت می‌کند.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

His mother emigrated from Korea, his father from China.

مادرش از کره و پدرش از چین مهاجرت کردند.

منبع: CNN Fashion English Selection

People from France have emigrated to the most different places.

افراد زیادی از فرانسه به مکان‌های مختلف مهاجرت کرده‌اند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

I know he wants to speak to you about you emigrating.

می‌دانم که او می‌خواهد با شما در مورد مهاجرت شما صحبت کند.

منبع: Not to be taken lightly.

You emigrating. He's gone to London to buy you some clothes.

شما در حال مهاجرت هستید. او برای خرید لباس برای شما به لندن رفته است.

منبع: Not to be taken lightly.

Many of them are descendants of pets who emigrated to this urban jungle.

بسیاری از آنها نوادگان حیواناتی هستند که به این جنگل شهری مهاجرت کرده‌اند.

منبع: VOA Standard English_Americas

We can emigrate to another country or confront the problem and live with it.

ما می‌توانیم به کشور دیگری مهاجرت کنیم یا با مشکل روبرو شویم و با آن زندگی کنیم.

منبع: Environment and Science

Facing extortion by gangs, he decided to leave his country and emigrate to Spain.

در برابر اخاذی توسط باندهای جنایتکار، تصمیم گرفت کشورش را ترک کند و به اسپانیا مهاجرت کند.

منبع: VOA Standard English_Europe

His grandfather emigrated from here, and Mr. Ghosn spent part of his childhood in Lebanon.

پدربزرگش از اینجا مهاجرت کرد و آقای غوسن بخشی از دوران کودکی خود را در لبنان گذراند.

منبع: BBC Listening Collection January 2020

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید