migrate

[ایالات متحده]/maɪˈɡreɪt/
[بریتانیا]/ˈmaɪɡreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. از یک مکان به مکان دیگر حرکت کردن; به صورت فصلی حرکت کردن
vt. باعث حرکت به مکان جدید شدن; پیوند زدن

عبارات و ترکیب‌ها

migrate for work

مهاجرت برای کار

جملات نمونه

People migrate to find work.

افراد به منظور یافتن کار مهاجرت می‌کنند.

as autumn arrives, the birds migrate south.

با رسیدن پاییز، پرندگان به سمت جنوب مهاجرت می‌کنند.

rural populations have migrated to urban areas.

جمعیت‌های روستایی به مناطق شهری مهاجرت کرده‌اند.

cells which can form pigment migrate beneath the skin.

سلول‌هایی که می‌توانند رنگدانه‌ تولید کنند، زیر پوست مهاجرت می‌کنند.

Some birds migrate to find warmer weather.

برخی از پرندگان برای یافتن هوای گرم‌تر مهاجرت می‌کنند.

the geographic route along which birds customarily migrate.

مسیر جغرافیایی که پرندگان به طور معمول مهاجرت می‌کنند.

Herdsmen used migrate with their cattle and sheep in search of fresh grass.

چوپانان با دام‌ها و گوسفندان‌های خود به دنبال علف تازه مهاجرت می‌کردند.

Great herds of buffalo migrated across the plains.

گله‌های بزرگ بافالو در دشت‌ها مهاجرت کردند.

These birds migrate northwards in spring and southwards in fall.

این پرندگان در بهار به سمت شمال و در پاییز به سمت جنوب مهاجرت می‌کنند.

Pioneers from New England migrated to all parts of the United States.

پایونیرها از نیوانگلند به تمام نقاط ایالات متحده مهاجرت کردند.

Using anatomical method, the gonadal development in postembryonic period of Rana chensinensis, which had been migrated from Northeast China, is studied.

با استفاده از روش تشریح، رشد جنسی در دوره پس از جنینی Rana chensinensis که از شمال شرقی چین مهاجرت کرده بود، مورد مطالعه قرار گرفت.

Strong expression is first observed in prechordal plate at the stage of 50% epiboly, l the stained cells then migrate to the proctodeum.

ابراز قوی اولاً در صفحه پیش‌رشته‌ای در مرحله 50٪ از اپیبولی مشاهده می‌شود، سپس سلول‌های رنگ شده به پروکتودئوم مهاجرت می‌کنند.

Space for restorations was created by intruding and uprighting the worn and migrated teeth and developing the correct incisal angle (Figure 8).

فضای مورد نیاز برای ترمیم با وارد کردن و صاف کردن دندان‌های فرسوده و مهاجرت کرده و ایجاد زاویه درست لب به دست آمد (شکل 8).

Qijia-Gulong depression is master source area of oil and gas in Songliao Basin, a part of oil and gas from the source is held up in the depression, the other migrates to west clinoform zone.

گودال Qijia-Gulong ناحیه اصلی منبع نفت و گاز در حوضه Songliao است، بخشی از نفت و گاز از منبع در این گودال متوقف شده و بخش دیگر به منطقه کلاینفورم غربی مهاجرت می‌کند.

scleroblast Osteoblast, a cell which deposits calcium salts and forms bone, the precursor cell of an osteocyte. Osteoblasts migrate to centres of bone formation during early development.

اسکلروبلاست، یک سلول که نمک‌های کلسیم را رسوب داده و استخوان را تشکیل می‌دهد، سلول پیش‌ساز یک استئوسیت است. سلول‌های استئوبلاست در طول رشد اولیه به مراکز تشکیل استخوان مهاجرت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید