move

[ایالات متحده]/muːv/
[بریتانیا]/muv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. تغییر موقعیت; جابجایی
vi. تغییر محل سکونت; پیشرفت
vt. تأثیر گذاشتن عاطفی; پیشنهاد دادن
n. حرکت; دنباله‌ای از اقدامات

عبارات و ترکیب‌ها

move forward

حرکت به جلو

move backwards

حرکت به عقب

move quickly

حرکت سریع

move slowly

حرکت آهسته

on the move

در حال حرکت

move on

ادامه بده

move in

وارد شدن

move into

وارد شدن به

move from

خروج از

move up

بالا رفتن

move towards

حرکت به سمت

move out

خارج شدن

move away

دور شدن

move around

چشم‌چرخاندن

move away from

دور شدن از

move back

بازگشت

move through

عبور از

move about

گشت و گذار

move ahead

به جلو حرکت کردن

move out of

خروج از

first move

حرکت اول

move along

حرکت کن

جملات نمونه

move for an adjournment.

برای درخواست تمدید وقت صحبت کنید.

the country's move to independence.

حرکت کشور به سمت استقلال.

the move was a snub to the government.

این اقدام بی‌احترامی به دولت بود.

move in polite society

در جامعه باوقار حرکت کنید.

lose a move to sb.

یک حرکت را به کسی واگذار کردن

The army is on the move at last.

ارتش بالاخره در حال حرکت است.

Move up a bit.

کمی بالاتر بیا.

They will move in next week.

آنها هفته آینده نقل مکان خواهند کرد.

faith can move mountains.

ایمان می‌تواند کوه‌ها را جابجا کند.

the move was a significant turnabout for the company.

این تغییر مسیر برای شرکت بسیار مهم بود.

Move along, please !

لطفا حرکت کنید!

A nurse is on the move all day.

پرستار تمام روز در حال رفت و آمد است.

they are not moved by words.

آنها تحت تأثیر حرف‌ها قرار نمی‌گیرند.

That store can move these dresses.

آن مغازه می‌تواند این لباس‌ها را بفروشد.

We move in different spheres.

ما در حوزه های مختلف حرکت می کنیم.

moved to the sticks.

به مناطق دورافتاده نقل مکان کردند.

In this game every move tells.

در این بازی هر حرکت مهم است.

نمونه‌های واقعی

With it he orchestrated career moves that took him to the very top.

با آن، او تحرکات شغلی را سازماندهی کرد که او را به بالاترین رتبه رساند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

It also mandates a move to electronic record keeping.

همچنین انتقال به نگهداری سوابق الکترونیکی را الزامی می‌کند.

منبع: Economic Crash Course

A person dancing, maybe doing extraordinary moves, but in silhouette.

یک نفر در حال رقصیدن، شاید حرکات خارق‌العاده انجام می‌دهد، اما در حالت تار.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

Okay, can you show me a move?

بسیار خب، آیا می‌توانید یک حرکت را به من نشان دهید؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

So they studied how the mollusk moves.

بنابراین آنها مطالعه کردند که نرم تنان چگونه حرکت می‌کنند.

منبع: Science 60 Seconds Listening Compilation April 2014

The lady could not move her bed.

خانم نمی‌توانست تخت خود را جابجا کند.

منبع: The Adventure of the Speckled Band

This was a move that was expected.

این یک تحرکی بود که انتظار می‌رفت.

منبع: NPR News December 2020 Compilation

He took one step. I could not move.

او یک قدم برداشت. من نمی‌توانستم حرکت کنم.

منبع: The Little Prince

It's like before my wife and I moved.

این شبیه زمانی است که من و همسرم نقل مکان کردیم.

منبع: CET-4 Morning Reading English

The opposition party describes the move as Laughable.

حزب مخالف این حرکت را مضحک توصیف می‌کند.

منبع: BBC Listening Collection October 2017

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید