stay

[ایالات متحده]/steɪ/
[بریتانیا]/steɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک مکان باقی ماندن؛ ادامه دادن
n. یک دوره باقی ماندن در یک مکان؛ یک حمایت یا نگهدارنده

عبارات و ترکیب‌ها

stay calm

آرام بمان

stay focused

متمرکز بمانید

stay positive

مثبت بمان

stay safe

در امنیت باشید

stay strong

قوی بمانید

stay healthy

سلامت بمانید

stay in touch

در ارتباط باشید

stay motivated

انگیزه خود را حفظ کنید

stay updated

به روز باشید

stay away

دور بمانید

stay in

در داخل بمانید

stay at

در آن بمانید

stay with

با ... بمانید

stay at home

در خانه بمان

stay on

بر روی ... بمانید

stay away from

از دوری کردن

stay up

بالا بمانید

stay home

در خانه بمان

stay for

برای ... بمانید

stay out

بیرون بمانید

stay in bed

در رختخواب بمان

stay alive

زنده بمان

stay out of

از ... خارج بمانید

stay up late

بیدار ماندن تا دیروقت

here to stay

اینجا ماندن

stay awake

بیدار بمان

stay by

در کنار ... بمانید

جملات نمونه

a stay of prosecution.

تعطیل تعقیب

stay home; stay calm.

در خانه بمانید؛ آرام باشید.

stay for a little while.

برای مدت کوتاهی بمانید.

stay with one's rival

با رقیب خود بمانید

He'll stay the month.

او یک ماه آنجا خواهد ماند.

a stay on one's activity

تعطیل فعالیت

stay enforcement of the award

معلق کردن اجرای رای

stay a day over.

یک روز بیشتر بمانید.

staying with a friend

باقی ماندن با یک دوست

why not stay to lunch?.

چرا در ناهار نمانید؟

an overnight stay at a luxury hotel.

یک اقامت یک شبه در یک هتل لوکس

ask sb. to stay dinner

از کسی بخواهید شام بماند.

stay the progress of a disease

جلوگیری از پیشرفت یک بیماری

stay on; hang on.

بمانید؛ نگه دارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید