encore

[ایالات متحده]/'ɒŋkɔː/
[بریتانیا]/ˈɑnˌkɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درخواست برای اجرای تکراری
vt. درخواست اجرای تکراری
int. یک بار دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

encore performance

اجرای مجدد

demand an encore

درخواست اجرای مجدد

encore presentation

ارائه مجدد

جملات نمونه

one encore followed by another.

یک تشویق دوباره پس از تشویق دیگر.

The audience encored the singer.

تماشاگران اجرای خواننده را تشویق کردند.

The audience encored the vocalist.

تماشاگران صدای خواننده را تشویق کردند.

The singer gave four encores.

خواننده چهار بار تشویق شد.

The soloist brought the house down with encore for his impressive voice.

خواننده تک‌خوان با تشویق برای صدای впечатляющего خود، سالن را به هم ریخت.

You’ll never get an encore if you perform like that!

اگر آن‌طور اجرا کنید، هرگز تشویق نخواهید شد!

For an encore, he sang an unaccompanied folk song.

برای تشویق، او یک ترانه محلی بدون همراهی خواند.

The pianist gave a long and varied recital,with a couple of encores for good measure.

پیانیست یک اجرا طولانی و متنوع ارائه داد، با چند تشویق برای اطمینان.

They performed another two songs as encores.

آنها دو آهنگ دیگر را به عنوان تشویق اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید