begin with
شروع با
begin at
شروع در
begin again
دوباره شروع کن
begin to do
شروع به انجام دادن
begin as
شروع به عنوان
begin doing
شروع به انجام دادن
the play is to begin at eight.
نمایشنامه قرار است ساعت هشت آغاز شود.
begin the day's work.
شروع به انجام کارهای روزانه کنید.
Knowledge begin with practice.
دانش با عمل آغاز می شود.
They begin breakfast at seven.
آنها صبحانه را ساعت هفت شروع می کنند.
construction is to begin next summer.
ساخت و ساز تابستان آینده آغاز خواهد شد.
the weeds begin to sprout.
خزه ها شروع به جوانه زدن می کنند.
Begin every sentence with a capital.
هر جمله را با حرف بزرگ شروع کنید.
School begins in September.
سال تحصیلی در ماه سپتامبر آغاز می شود.
Their competency doesn't begin to compare.
صلاحیت آنها حتی قابل مقایسه نیست.
Things begin to move.
چیزها شروع به حرکت می کنند.
The strike is due to begin on Tuesday.
اعتصاب قرار است سهشنبه آغاز شود.
Knowledge begins with practice.
دانش با عمل آغاز می شود.
The company will soon begin operation.
شرکت به زودی فعالیت خود را آغاز خواهد کرد.
You must begin afresh.
شما باید از نو شروع کنید.
inaugurate a new immigration policy.See Synonyms at begin
یک سیاست مهاجرتی جدید را آغاز کنید.برای یافتن مترادف ها به 'آغاز' مراجعه کنید.
Swallows begin their migration south in autumn.
مرغ های شکاری مهاجرت خود را در فصل پاییز به سمت جنوب آغاز می کنند.
When did the empire begin to wane?
امپراتوری چه زمانی شروع به افول کرد؟
Our school will begin on Sept.3.
سال تحصیلی ما در 3 سپتامبر آغاز خواهد شد.
the glissando begins on the second beat.
گلوساندو در ضرب دوم آغاز می شود.
the cycleway begins at Livingston village.
مسیر دوچرخه سواری در روستای لیوینگستون آغاز می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید