endpoint

[ایالات متحده]/'end,pɒɪnt/
[بریتانیا]/'ɛnd,pɔɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه نهایی، نقطه پایانی

عبارات و ترکیب‌ها

network endpoint

نقطه پایانی شبکه

security endpoint

نقطه پایانی امنیتی

endpoint protection

محافظت از نقطه پایانی

endpoint security

امنیت نقطه پایانی

cloud endpoint

نقطه پایانی ابری

endpoint device

دستگاه نقطه پایانی

جملات نمونه

The endpoint of the race was marked with a large banner.

نقطه پایانی مسابقه با یک بنر بزرگ مشخص شده بود.

The endpoint of the journey was a beautiful beach.

نقطه پایانی سفر یک ساحل زیبا بود.

The endpoint of the project is to increase sales by 20%.

هدف پروژه افزایش 20 درصدی فروش است.

We reached the endpoint of our hike just before sunset.

ما درست قبل از غروب خورشید به نقطه پایانی پیاده‌روی خود رسیدیم.

The endpoint of the movie left the audience in shock.

نقطه پایانی فیلم مخاطبان را در شوک قرار داد.

The endpoint of the negotiation was a mutually beneficial agreement.

نقطه پایانی مذاکرات یک توافقنامه برد-برد بود.

The endpoint of the book revealed a surprising plot twist.

نقطه پایانی کتاب یک پیچش غیرمنتظره در داستان را نشان داد.

The endpoint of the experiment confirmed our hypothesis.

نقطه پایانی آزمایش فرضیه ما را تایید کرد.

The endpoint of the road led to a quaint little village.

نقطه پایانی جاده به یک روستای کوچک و دل‌انگیز منتهی می‌شد.

The endpoint of the relationship was a painful breakup.

نقطه پایانی رابطه جدایی دردناکی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید