limit

[ایالات متحده]/ˈlɪmɪt/
[بریتانیا]/ˈlɪmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حداکثر مقدار یا وسعت چیزی؛ نقطه‌ای که چیزی نمی‌تواند از آن عبور کند؛ مرز
vt. محدود کردن یا محصور کردن در محدوده‌ها؛ تعیین مرزها برای

عبارات و ترکیب‌ها

speed limit

محدودیت سرعت

credit limit

حد اعتبار

time limit

محدودیت زمانی

budget limit

محدودیت بودجه

data limit

محدودیت داده

upper limit

حداکثر

to the limit

تا حد

without limit

بدون محدودیت

lower limit

حداقل حد

maximum limit

حداکثر حد

detection limit

حد تشخیص

limit state

وضعیت حد

limit analysis

تجزیه و تحلیل حد

off limits

خارج از محدوده

limit value

مقدار حد

limit load

بار مجاز

age limit

محدودیت سنی

plastic limit

حد پلاستیکی

limit cycle

چرخه محدود

limit switch

کلید مجزا

fatigue limit

حد خستگی

liquid limit

حد مایعات

جملات نمونه

There is a limit to everything.

برای همه چیز حدی وجود دارد.

He is the limit of irresponsibility.

او حد نهایت بی‌مسئولیتی است.

a limiter of choices.

محدودیتی برای انتخاب‌ها.

There isn't a limit to everything.

برای همه چیز حدی وجود ندارد.

extrapolation to the limit

بسط تا حد نهايي

the 10-minute limit on speeches.

محدودیت 10 دقیقه‌ای سخنرانی‌ها.

there was no limit to his imagination.

هیچ حدی برای تصورات او وجود نداشت.

the mortal limits of understanding.

محدودیت‌های فانی درک.

reach the limit of one's patience

به حد صبر خود برسید.

reach the limit of one's resource

به حد منابع خود برسید.

the territorial limits of a country.

محدودیت‌های سرزمینی یک کشور.

they have a limited budget.

بودجه محدودی دارند.

limits on duty-paid goods.

محدودیت در مورد کالاهای پرداخت عوارض.

she was close to the limit of her endurance.

او نزدیک به حد تحمل خود بود.

honestly, that man is the absolute limit!.

راستش، آن مرد حد مطلق است!

نمونه‌های واقعی

By limiting interactions between individuals, we can limit the spread of the disease.

با محدود کردن تعاملات بین افراد، می‌توانیم از گسترش بیماری جلوگیری کنیم.

منبع: Osmosis - COVID-19 Prevention

Still, there are a few. What's your upper limit for the rent?

هنوز هم، چند مورد وجود دارد. حداکثر اجاره‌ای که می‌توانید بپردازید چقدر است؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

Our services are not limited to restaurants.

خدمات ما فقط به رستوران‌ها محدود نمی‌شود.

منبع: VOA Standard English_Life

President Trump's proclamation puts a new limit on that.

اعلامیه رئیس جمهور ترامپ محدودیت جدیدی را در این مورد اعمال می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English November 2018 Collection

No thanks. Two's my limit. -Well, suit yourself.

نه، ممنون. حد من دو تاست. - خب، خودت تصمیم بگیر.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Exactly, but my sense of propriety has its limits.

دقیقاً، اما حس درستکاری من حد و مرزی دارد.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Then, another mom told me I should set the limits.

سپس، مادر دیگری به من گفت که باید محدودیت‌ها را تعیین کنم.

منبع: IELTS Listening

Increasing the debt limit does not authorize any new spending.

افزایش سقف بدهی، اجازه دادن به هرگونه هزینه‌های جدید را مجاز نمی‌کند.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

The reckless driver drove above the speed limit.

راننده بی‌احتیاط از سرعت مجاز تجاوز کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Here in the U.S., it was recently limited by Congress.

اینجا در ایالات متحده، اخیراً توسط کنگره محدود شده است.

منبع: NPR News June 2015 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید