enflame emotions
برافروختن احساسات
enflame passions
برافروختن اشتیاقها
enflame anger
برافروختن خشم
enflame desire
برافروختن میل
enflame conflict
برافروختن منازعه
enflame debate
برافروختن بحث
enflame discussion
برافروختن گفتگو
enflame tensions
برافروختن تنشها
enflame spirits
برافروختن روحیه
enflame creativity
برافروختن خلاقیت
his speech was meant to enflame the crowd.
سخنرانی او قرار بود خشم و غوغا در میان جمعیت ایجاد کند.
the news report may enflame tensions between the two countries.
گزارش خبری ممکن است تنشها را بین دو کشور تشدید کند.
they tried to enflame public interest in the event.
آنها سعی کردند علاقه عمومی به این رویداد را برانگیزند.
her words seemed to enflame the existing conflict.
کلمات او به نظر میرسید که درگیریهای موجود را تشدید میکند.
the artist's work can enflame emotions in viewers.
آثار هنرمند میتواند احساسات را در بینندگان شعلهور کند.
he used provocative language to enflame the debate.
او از زبان تحریکآمیز برای شعلهور کردن بحث استفاده کرد.
the documentary aimed to enflame awareness about climate change.
مستند با هدف افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی منتشر شد.
her passionate performance enflamed the audience's enthusiasm.
اجرای پرشور او شور و اشتیاق مخاطبان را شعلهور کرد.
political leaders can enflame public sentiment with their rhetoric.
رهبران سیاسی میتوانند با استفاده از سخنان خود احساسات عمومی را شعلهور کنند.
his actions only served to enflame the situation further.
اقدامات او تنها باعث تشدید بیشتر وضعیت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید