arouse

[ایالات متحده]/əˈraʊz/
[بریتانیا]/əˈraʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بیدار کردن یا تحریک کردن، برانگیختن.

عبارات و ترکیب‌ها

arouse from

بیدار شدن از

جملات نمونه

arouse sb. from sleep

بیدار کردن کسی از خواب

an ability to influence the audience and to arouse the masses.

توانایی تأثیرگذاری بر مخاطب و برانگیختن توده‌ها.

We must arouse them to fight with enemies.

ما باید آن‌ها را برای مبارزه با دشمنان بیدار کنیم.

The speech aroused the enthusiasm of the students.

سخنرانی شور و اشتیاق دانش‌آموزان را برانگیخت.

Murder arouses widespread horror.

قتل وحشت گسترده را برمی‌انگیزد.

something about the man aroused the guard's suspicions.

چیزی در مورد آن مرد باعث برانگیختن شک‌های نگهبان شد.

the letter aroused in him a sense of urgency.

نامه در او احساس ضرورت ایجاد کرد.

she had been aroused from deep slumber.

او از خواب عمیق بیدار شده بود.

The story's ending arouses a frisson of terror.

پایان داستان لرزشی از وحشت را برمی‌انگیزد.

the exhibition has aroused comment.

نمایش نظرخواهی را برانگیخته است.

police would not say what aroused their suspicions.

پولیس نمی‌خواست بگوید چه چیزی باعث برانگیختن شک‌های آن‌ها شد.

opencast working arouses considerable opposition.

استخراج روباز مخالفت قابل توجهی را برمی‌انگیزد.

Their baby's death aroused great sadness in them.

مرگ نوزادشان غم بزرگي در آن‌ها ایجاد کرد.

The noise aroused the sleeping guard.

صدای نگهبان را از خواب بیدار کرد.

She aroused the children from their nap.

او بچه‌ها را از چرت‌شان بیدار کرد.

the public cynicism aroused by governmental scandals.

بی‌اعتمادی عمومی که توسط رسوایی‌های دولتی برانگیخته شده است.

The news aroused the great indignation.

این خبر خشم بزرگ را برانگیخت.

The wild enthusiasm the team's victory aroused did not subside.

شور و اشتیاق وحشیانه‌ای که پیروزی تیم برانگیخت فرو ننشست.

A pat tale aroused a big laugh.

یک داستان ساده خنده بزرگی را برانگیخت.

نمونه‌های واقعی

Yeah, 'cause that won't arouse her suspicion.

باور کن، این باعث نمی‌شود او شک کند.

منبع: Desperate Housewives Season 4

Such suspicions have been aroused before.

چنین سوءظن‌هایی قبلاً ایجاد شده است.

منبع: The Economist - Technology

Heart disease does not arouse the same passion.

بیماری قلبی همان اشتیاق را برنمی‌انگیزد.

منبع: The Economist - International

But the Express rider could not be aroused.

اما سوارکار پیک سریع نمی‌توانست برانگیخته شود.

منبع: American Elementary School English 5

The moment arouses people's thoughts and feelings.

این لحظه افکار و احساسات مردم را برمی‌انگیزد.

منبع: A Bite of China Season 1

" It seems to me that your fighting instinct is aroused, " I laughed.

"به نظر من غریزه جنگی شما برانگیخته شده است،" من خندیدم.

منبع: Sea Wolf (Part Two)

Silly mistakes and queer clothes often arouse ridicule.

اشتباهات احمقانه و لباس‌های عجیب و غریب اغلب تمسخر را برمی‌انگیزند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

She decided to just be herself, and interestingly, this didn't arouse suspicion at all.

او تصمیم گرفت فقط خودش باشد و جالب اینجاست که اصلاً باعث ایجاد شک نشد.

منبع: Women Who Changed the World

Lastly, your pupils sometimes dilate if you're in love or if you're aroused.

در آخر، مردمک چشم شما گاهی اوقات گشاد می‌شود اگر عاشق باشید یا برانگیخته باشید.

منبع: Connection Magazine

Aroused or unaroused; in other words, calm or agitated.

برانگیخته یا غیربرانگیخته؛ به عبارت دیگر، آرام یا مضطرب.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید