fiery

[ایالات متحده]/'faɪərɪ/
[بریتانیا]/'faɪəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سوزان مانند آتش؛ پرشور، شدید؛ داشتن خلق و خوی زودجوش یا تحریک‌پذیر.

عبارات و ترکیب‌ها

fiery temper

خشمگین

fiery red hair

موهای قرمز آتشین

fiery passion

اشتیاق سوزان

fiery personality

شخصیت آتشین

جملات نمونه

fiery hair; a fiery sunset.

موهای آتشین؛ غروب خورشید آتشین

a fiery revolutionary struggle

یک مبارزه انقلابی آتشین

a fiery, imaginative Aries.

یک برج حمل آتشین، خلاق و پرانرژی

the sun was a fiery ball low on the hills.

خورشید یک توپ آتشین در پایین تپه‌ها بود.

the car was painted a fiery red.

ماشین با رنگ قرمز آتشین رنگ شده بود.

a person of hot blood and fiery temper.

یک شخص با خون گرم و خشم آتشین

He has a fiery temper.

او خشم آتشین دارد.

The tonsils become fiery red and swollen.

بادامک‌ها به رنگ قرمز آتشین در می‌آیند و متورم می‌شوند.

the missile traced a fiery path in the sky.

موشک یک مسیر آتشین را در آسمان دنبال کرد.

His fiery speech agitated the crowd.

سخنرانی آتشین او جمعیت را به حرکت درآورد.

She has fiery red hair.

او موهای قرمز آتشین دارد.

The Prometheus' sacred torch is held high on the Divine Lands, it's burning a fiery ardency in the Loyal Counties.

شعله مقدس پرومتئوس در سرزمین‌های الهی به ارتفاع بالا نگه داشته شده است، در شهرستان‌های وفادار، اشتیاق آتشین می‌سوزاند.

Juice from the stem is somewhat sweet and can be pressed and fermented to make the fiery liquor mescal de sotol.

آب میوه از ساقه تا حدودی شیرین است و می توان آن را پرسید و تخمیر کرد تا مشروب آتشین مسکل د سوتول تهیه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید