fiery temper
خشمگین
fiery red hair
موهای قرمز آتشین
fiery passion
اشتیاق سوزان
fiery personality
شخصیت آتشین
fiery hair; a fiery sunset.
موهای آتشین؛ غروب خورشید آتشین
a fiery revolutionary struggle
یک مبارزه انقلابی آتشین
a fiery, imaginative Aries.
یک برج حمل آتشین، خلاق و پرانرژی
the sun was a fiery ball low on the hills.
خورشید یک توپ آتشین در پایین تپهها بود.
the car was painted a fiery red.
ماشین با رنگ قرمز آتشین رنگ شده بود.
a person of hot blood and fiery temper.
یک شخص با خون گرم و خشم آتشین
He has a fiery temper.
او خشم آتشین دارد.
The tonsils become fiery red and swollen.
بادامکها به رنگ قرمز آتشین در میآیند و متورم میشوند.
the missile traced a fiery path in the sky.
موشک یک مسیر آتشین را در آسمان دنبال کرد.
His fiery speech agitated the crowd.
سخنرانی آتشین او جمعیت را به حرکت درآورد.
She has fiery red hair.
او موهای قرمز آتشین دارد.
The Prometheus' sacred torch is held high on the Divine Lands, it's burning a fiery ardency in the Loyal Counties.
شعله مقدس پرومتئوس در سرزمینهای الهی به ارتفاع بالا نگه داشته شده است، در شهرستانهای وفادار، اشتیاق آتشین میسوزاند.
Juice from the stem is somewhat sweet and can be pressed and fermented to make the fiery liquor mescal de sotol.
آب میوه از ساقه تا حدودی شیرین است و می توان آن را پرسید و تخمیر کرد تا مشروب آتشین مسکل د سوتول تهیه شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید