espoused

[ایالات متحده]/ɪˈspaʊzd/
[بریتانیا]/ɪˈspaʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمایت یا دفاع از یک علت، باور یا شیوه زندگی

عبارات و ترکیب‌ها

espoused values

ارزش‌های اعلام شده

espoused beliefs

باورهای اعلام شده

espoused principles

اصول اعلام شده

espoused ideas

ایده‌های اعلام شده

espoused theories

تئوری‌های اعلام شده

espoused positions

مواضع اعلام شده

espoused goals

اهداف اعلام شده

espoused practices

روش‌های اعلام شده

espoused policies

خط‌مشی‌های اعلام شده

جملات نمونه

she espoused the values of equality and justice.

او ارزش‌های برابری و عدالت را طرفداری می‌کرد.

the organization espoused environmental conservation.

سازمان از حفظ محیط زیست حمایت می‌کرد.

he espoused a philosophy of lifelong learning.

او یک فلسفه یادگیری مادام العمر را طرفداری می‌کرد.

they espoused the idea of community service.

آنها ایده خدمت به جامعه را طرفداری می‌کردند.

many leaders espoused democratic principles.

رهبران زیادی اصول دموکراتیک را طرفداری می‌کردند.

she espoused the importance of mental health awareness.

او اهمیت آگاهی از سلامت روان را طرفداری می‌کرد.

he espoused the cause of social justice.

او از عدالت اجتماعی حمایت می‌کرد.

the professor espoused innovative teaching methods.

استاد روش‌های تدریس نوآورانه را طرفداری می‌کرد.

they espoused the benefits of healthy living.

آنها از مزایای زندگی سالم حمایت می‌کردند.

she espoused a commitment to lifelong education.

او متعهد به آموزش مادام العمر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید