advocated

[ایالات متحده]/ˈædvəkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌædˈvɑːkɪˌdeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به‌طور عمومی یک علت یا ایده خاص را توصیه یا حمایت کردن.
n فردی که به‌طور عمومی از یک علت یا ایده خاص حمایت یا آن را توصیه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

advocated for change

طرفدار تغییرات بودند

جملات نمونه

he advocated for stricter gun control laws.

او خواهان قوانین سخت‌گیرانه‌تر کنترل اسلحه بود.

the organization advocates for the rights of refugees.

این سازمان از حقوق آوارگان حمایت می‌کند.

she advocated for equal pay for women in all professions.

او خواهان پرداخت مساوی به زنان در تمام مشاغل شد.

the doctor advocated a healthy diet and regular exercise.

پزشک یک رژیم غذایی سالم و ورزش منظم را توصیه کرد.

they advocated for a more sustainable approach to agriculture.

آنها از یک رویکرد پایدارتر به کشاورزی حمایت کردند.

the politician advocated for policies that benefited the working class.

سیاستمدار از سیاست‌هایی حمایت کرد که به نفع طبقه کارگر بود.

he strongly advocated against the proposed tax increase.

او به شدت با افزایش مالیات پیشنهادی مخالفت کرد.

the lawyer advocated for his client's innocence.

وکیل از بی‌گناهی موکل خود حمایت کرد.

she advocated for the use of renewable energy sources.

او از استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر حمایت کرد.

the group advocates for peace and understanding between nations.

این گروه از صلح و درک متقابل بین ملت‌ها حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید