ever

[ایالات متحده]/'evə/
[بریتانیا]/'ɛvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در هر زمان; در تمام زمان‌ها; به طور فزاینده; بسیار; برای تأکید بر صفات استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

forever

برای همیشه

best ever

بهترین تا به حال

first ever

اولین تا به حال

ever changing

همیشه در حال تغییر

as ever

همان‌طور که همیشه

ever since

از آن زمان

for evermore

برای همیشه

ever-growing

همیشه در حال رشد

for ever

برای همیشه

ever more

هر چه بیشتر

never ever

هرگز هرگز

ever so

خیلی زیاد

ever a

همیشه یک

ever so much

خیلی زیاد

جملات نمونه

ever such a pretty cat.

چه گربه‌ای زیبا!

it is unlikely that they will ever be used.

بعید است که هرگز از آنها استفاده شود.

It's ever so cold.

خیلی سرد است.

Once a knave,ever a knave.

یک بار دغل‌باز، همیشه دغل‌باز.

our biggest ever range.

بزرگترین محدوده ما تا به امروز.

it remains as popular as ever .

هنوز هم به همان اندازه محبوب است.

I am ever so grateful.

من بسیار سپاسگزارم.

we hardly ever see them.

ما به ندرت آنها را می بینیم.

as vile a rogue as ever lived.

به اندازه یک دزد وحشتناک که تا به حال زندگی کرده است.

Nothing will ever content him.

هیچ چیز هرگز او را راضی نخواهد کرد.

Be as quick as ever you can!

تا آنجا که می توانید سریع باشید!

He is ever such a clever man.

او مردی بسیار باهوش است.

T-you ever so much.

خیلی ممنونم.

He’s ever such a nice man.

او مرد بسیار خوبی است.

He is ever so diligent.

او بسیار کوشا است.

Thank you ever so much.

خیلی ممنونم.

The computer is ever such a useful tool.

کامپیوتر ابزار بسیار مفیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید