always

[ایالات متحده]/'ɔːlweɪz/
[بریتانیا]/'ɔlwez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در تمام اوقات; برای همیشه; به طور مداوم; بدون استثنا; به طور منظم

عبارات و ترکیب‌ها

as always

همیشه

almost always

تقریباً همیشه

always ready

همیشه آماده

always the case

همیشه اینطوره

always on top

همیشه در صدر

always online

همیشه آنلاین

since always

از همیشه

جملات نمونه

They are always -ting.

آنها همیشه در حال - هستند.

They will always be friends.

آنها همیشه دوست خواهند بود.

He was not always truthful.

او همیشه صادق نبود.

she will always be missed.

او همیشه دلتنگ خواهد شد.

Pappy was always busy.

پاپ همیشه مشغول بود.

always militant in struggle

همیشه فعال در مبارزه

She is always posing.

او همیشه ژست می گیرد.

He is always spending.

او همیشه هزینه می کند.

This novel always draws.

این رمان همیشه جذاب است.

That politician is always triming.

آن سیاستمدار همیشه در حال کوتاه کردن است.

always a bad lot.

همیشه یک گروه بد.

She is not always late.

او همیشه دیر نمی رسد.

He is always in the clouds.

او همیشه در هواهاست.

She is always scolding.

او همیشه سرزنش می کند.

The dog is always scratching.

سگ همیشه در حال خراش دادن است.

They are always fighting about money.

آنها همیشه در مورد پول دعوا می کنند.

The pastry crust was always underdone.

خمیر شیرینی همیشه کم پز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید