as always
همیشه
almost always
تقریباً همیشه
always ready
همیشه آماده
always the case
همیشه اینطوره
always on top
همیشه در صدر
always online
همیشه آنلاین
since always
از همیشه
They are always -ting.
آنها همیشه در حال - هستند.
They will always be friends.
آنها همیشه دوست خواهند بود.
He was not always truthful.
او همیشه صادق نبود.
she will always be missed.
او همیشه دلتنگ خواهد شد.
Pappy was always busy.
پاپ همیشه مشغول بود.
always militant in struggle
همیشه فعال در مبارزه
She is always posing.
او همیشه ژست می گیرد.
He is always spending.
او همیشه هزینه می کند.
This novel always draws.
این رمان همیشه جذاب است.
That politician is always triming.
آن سیاستمدار همیشه در حال کوتاه کردن است.
always a bad lot.
همیشه یک گروه بد.
She is not always late.
او همیشه دیر نمی رسد.
He is always in the clouds.
او همیشه در هواهاست.
She is always scolding.
او همیشه سرزنش می کند.
The dog is always scratching.
سگ همیشه در حال خراش دادن است.
They are always fighting about money.
آنها همیشه در مورد پول دعوا می کنند.
The pastry crust was always underdone.
خمیر شیرینی همیشه کم پز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید