every day
هر روز
every week
هر هفته
every month
هر ماه
every year
هر سال
every morning
هر صبح
every night
هر شب
everywhere
همه جا
everyone
همه
every time
هر بار
every one
هر کدام
every single
هر یک
every other
هر جایگزین
every bit
هر ذره
every inch
هر اینچ
every last
آخرین
every bit as
همانقدر که
every so often
گاهی اوقات
every whit
هر ذره
every which way
به هر حال
at every blow there was a curse.
در هر ضربه، نفرینی وجود داشت.
every indent in the coastline.
خندق در امتداد خط ساحلی
indulgence of every whim.
اجازه دادن به هر هوس
go to every expedient
به هر وسیله ای روی بیاورید
consolidate at every step
در هر مرحله تحکیم کنید
There's an exception to every rule.
برای هر قاعده استثنایی وجود دارد.
every phase of the operation.
هر مرحله از عملیات
There is every appearance of snow.
هرگونه نشانهای از برف وجود دارد.
Every man is not honest.
هر مرد صادق نیست.
Every culture is an accretion.
هر فرهنگی یک تجمع است.
There was devastation on every side.
در همه جا ویرانی وجود داشت.
a festival held every July.
یک جشنواره که هر ماه ژوئیه برگزار می شود.
he's every inch the gentleman.
او دقیقاً یک جنتلمن است.
every text is a product of intertextuality.
هر متنی محصول بینامتنی است.
they kraal their sheep every night.
آنها هر شب گوسفندان خود را در حصار می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید