nowhere near
به هیچ وجه نزدیک نیست
out of nowhere
از هیچ کجا
get nowhere
هیچ جا نرسیدن
she was nowhere to be seen.
او در هیچ کجا دیده نشد.
the constable was nowhere to be seen.
سروان در هیچ کجا دیده نمیشد.
The book was nowhere to be found.
کتاب در هیچ کجا پیدا نشد.
there was nowhere for her to sit.
جایی برای نشستنش وجود نداشت.
The hall was nowhere near full.
تالار اصلاً پر نبود.
to my chagrin , he was nowhere to be seen.
با کمال تاسف، او در هیچ کجا دیده نمیشد.
in the UK nowhere is very far from civilization.
در انگلستان، هیچ کجا خیلی دور از تمدن نیست.
a stretch of road between nowhere and nowhere.
بخشهای از جاده بین هیچکجا و هیچکجا.
There is nowhere for us to sit in here.
در اینجا جایی برای نشستن ما وجود ندارد.
The bus was nowhere near full.
اتوبوس اصلاً نزدیک به پر نبود.
has been to Mexico but nowhere besides.
به مکزیکو رفته، اما هیچ جای دیگری نرفته است.
The poor has nowhere to live.
فقرا جایی برای زندگی ندارند.
Nowhere have I seen your bike.
هیچ کجا دوچرخه شما را ندیدهام.
nowhere do art and life seem so interfused.
هیچ کجا هنر و زندگی به این اندازه در هم آمیخته به نظر نمیرسند.
plants and animals found nowhere else in the world.
گیاهان و جانورانی که در هیچ جای دیگری در جهان یافت نمیشوند.
there's nowhere better to experience the wonders of the Pyrenees.
جایی بهتر برای تجربه شگفتیهای پیرنه وجود ندارد.
he'll get nowhere with her, he's too young.
با او به جایی نخواهد رسید، او خیلی جوانه.
he's nowhere near as popular as he used to be.
او به اندازه سابق محبوب نیست.
The new book you need is nowhere to be found.
کتاب جدیدی که به آن نیاز دارید در هیچ کجا پیدا نمیشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید