exceptional talent
استعداد فوق العاده
exceptional circumstances
شرایط استثنایی
exceptional child
کودک استثنایی
exceptional performance
عملکرد برجسته
truly exceptional
واقعا برجسته
exceptional case
موارد استثنایی
exceptional ability
توانایی برجسته
exceptional value
ارزش برجسته
a man of exceptional ability.
یک مرد با توانایی استثنایی
a man of exceptional talent
یک مرد با استعداد استثنایی
He is a man of exceptional talent.
او مردی با استعداد استثنایی است.
we expect to have an exceptional Q4.
ما انتظار داریم یک سهماهه چهارم استثنایی داشته باشیم.
Christopher is a man of exceptional talent.
کریستوفر نیز مردی با استعداد استثنایی است.
special educational provisions for exceptional children.
تسهیلات آموزشی ویژه برای کودکان استثنایی.
exceptional service over and above what normally might be expected.
خدمات استثنایی فراتر از آنچه معمولاً انتظار میرود.
He showed exceptional musical ability.
او توانایی موسیقیایی استثنایی نشان داد.
an exceptional memory.See Usage Note at exceptionable
حافظه استثنایی. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'استثنایی' مراجعه کنید.
no major development should take place in national parks except in exceptional circumstances.
توسعه عمدهای نباید در پارکهای ملی رخ دهد مگر در شرایط استثنایی.
granted, we are seeing the exceptional, but one fact must be faced.
بله، ما در حال مشاهده موارد استثنایی هستیم، اما یک واقعیت وجود دارد که باید با آن روبرو شویم.
Only from a superior source of goats can an exceptional chevon product be made.
فقط از منبع برتر بزها میتوان یک محصول چِوِن استثنایی تولید کرد.
is exceptional also in that it contains considerable amounts of millerite and bornite.
همچنین استثنایی است زیرا حاوی مقادیر قابل توجهی از میلریت و بورنیت است.
The ancient people who was successful, not only had exceptional talent but also had unflinching will.
مردم باستان که موفق بودند، نه تنها استعداد استثنایی داشتند، بلکه ارادهای سفت و سخت نیز داشتند.
from his earliest years he showed exceptional ability in mechanics.
از سالهای اولیهاش توانایی استثنایی در مکانیک نشان داد.
Most critics agree that this artist’s latest work is the jewel in the crown of an exceptional body of work.
اکثر منتقدان موافقند که آخرین اثر این هنرمند، گوهری در تاج یک مجموعه کار استثنایی است.
Exceptional very high-quality wristwatch with case featuring a coverlid that opens to reveal the movement in action.
ساعت مچی بسیار باکیفیت استثنایی با قاب دارای دریچهای که با باز شدن آن، حرکت در حال اجرا نمایان میشود.
A few -- such as the Blackcap -- have started to adapt by spending winters in Britain, but such behaviour remains exceptional, the study said.
چند نفر - مانند بلک کپ - شروع به انطباق کردهاند با گذراندن زمستان در بریتانیا، اما چنین رفتاری همچنان استثنایی است، مطالعه نشان داد.
It means we are facing an exceptional situation that also requires exceptional decisions.”
این به این معنی است که با یک وضعیت استثنایی روبرو هستیم که نیاز به تصمیمات استثنایی نیز دارد.
منبع: BBC Listening Collection August 2015So I make an exceptional effort to accommodate you.
بنابراین من برای پذیرش شما تلاش استثنایی می کنم.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2So thank you for all of the exceptional submissions.
بنابراین از همه ارسال های استثنایی شما متشکرم.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthThe exceptional tennis player won the championship.
بازیکن تنیس استثنایی قهرمانی را به دست آورد.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionAs it turned out, they're not exceptional.
همانطور که مشخص شد، آنها استثنایی نیستند.
منبع: National Geographic AnthologyOfficials have called the barrage exceptional but say Ukraine's air defense systems worked.
مقامات این یورش را استثنایی خوانده اند، اما گفته اند که سیستم های دفاع هوایی اوکراین کار کرده اند.
منبع: BBC World HeadlinesThe Neretva is probably one of the most exceptional rivers in Europe.
نروتوا احتمالاً یکی از استثنایی ترین رودخانه های اروپا است.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthExceptional refers to both ends of the spectrum, so all my life I've been exceptional.
استثنایی به هر دو انتهای طیف اشاره دارد، بنابراین تمام زندگی من استثنایی بوده ام.
منبع: Flowers for AlgernonThose arrested for minor wrongdoing are treated with exceptional leniency.
افرادی که به دلیل تخلفات جزئی دستگیر می شوند، با اغماض استثنایی رفتار می شوند.
منبع: The Economist (Summary)The Unknown Warrior was not exceptional.
جنگجوی ناشناخته استثنایی نبود.
منبع: Queen's Speech in the UKلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید