exceptional

[ایالات متحده]/ɪkˈsepʃənl/
[بریتانیا]/ɪkˈsepʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عالی; برجسته; فوق‌العاده; منحصر به فرد; غیرمعمول.

عبارات و ترکیب‌ها

exceptional talent

استعداد فوق العاده

exceptional circumstances

شرایط استثنایی

exceptional child

کودک استثنایی

exceptional performance

عملکرد برجسته

truly exceptional

واقعا برجسته

exceptional case

موارد استثنایی

exceptional ability

توانایی برجسته

exceptional value

ارزش برجسته

جملات نمونه

a man of exceptional ability.

یک مرد با توانایی استثنایی

a man of exceptional talent

یک مرد با استعداد استثنایی

He is a man of exceptional talent.

او مردی با استعداد استثنایی است.

we expect to have an exceptional Q4.

ما انتظار داریم یک سه‌ماهه چهارم استثنایی داشته باشیم.

Christopher is a man of exceptional talent.

کریستوفر نیز مردی با استعداد استثنایی است.

special educational provisions for exceptional children.

تسهیلات آموزشی ویژه برای کودکان استثنایی.

exceptional service over and above what normally might be expected.

خدمات استثنایی فراتر از آنچه معمولاً انتظار می‌رود.

He showed exceptional musical ability.

او توانایی موسیقیایی استثنایی نشان داد.

an exceptional memory.See Usage Note at exceptionable

حافظه استثنایی. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'استثنایی' مراجعه کنید.

no major development should take place in national parks except in exceptional circumstances.

توسعه عمده‌ای نباید در پارک‌های ملی رخ دهد مگر در شرایط استثنایی.

granted, we are seeing the exceptional, but one fact must be faced.

بله، ما در حال مشاهده موارد استثنایی هستیم، اما یک واقعیت وجود دارد که باید با آن روبرو شویم.

Only from a superior source of goats can an exceptional chevon product be made.

فقط از منبع برتر بزها می‌توان یک محصول چِوِن استثنایی تولید کرد.

is exceptional also in that it contains considerable amounts of millerite and bornite.

همچنین استثنایی است زیرا حاوی مقادیر قابل توجهی از میلریت و بورنیت است.

The ancient people who was successful, not only had exceptional talent but also had unflinching will.

مردم باستان که موفق بودند، نه تنها استعداد استثنایی داشتند، بلکه اراده‌ای سفت و سخت نیز داشتند.

from his earliest years he showed exceptional ability in mechanics.

از سال‌های اولیه‌اش توانایی استثنایی در مکانیک نشان داد.

Most critics agree that this artist’s latest work is the jewel in the crown of an exceptional body of work.

اکثر منتقدان موافقند که آخرین اثر این هنرمند، گوهری در تاج یک مجموعه کار استثنایی است.

Exceptional very high-quality wristwatch with case featuring a coverlid that opens to reveal the movement in action.

ساعت مچی بسیار باکیفیت استثنایی با قاب دارای دریچه‌ای که با باز شدن آن، حرکت در حال اجرا نمایان می‌شود.

A few -- such as the Blackcap -- have started to adapt by spending winters in Britain, but such behaviour remains exceptional, the study said.

چند نفر - مانند بلک کپ - شروع به انطباق کرده‌اند با گذراندن زمستان در بریتانیا، اما چنین رفتاری همچنان استثنایی است، مطالعه نشان داد.

نمونه‌های واقعی

It means we are facing an exceptional situation that also requires exceptional decisions.”

این به این معنی است که با یک وضعیت استثنایی روبرو هستیم که نیاز به تصمیمات استثنایی نیز دارد.

منبع: BBC Listening Collection August 2015

So I make an exceptional effort to accommodate you.

بنابراین من برای پذیرش شما تلاش استثنایی می کنم.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

So thank you for all of the exceptional submissions.

بنابراین از همه ارسال های استثنایی شما متشکرم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

The exceptional tennis player won the championship.

بازیکن تنیس استثنایی قهرمانی را به دست آورد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

As it turned out, they're not exceptional.

همانطور که مشخص شد، آنها استثنایی نیستند.

منبع: National Geographic Anthology

Officials have called the barrage exceptional but say Ukraine's air defense systems worked.

مقامات این یورش را استثنایی خوانده اند، اما گفته اند که سیستم های دفاع هوایی اوکراین کار کرده اند.

منبع: BBC World Headlines

The Neretva is probably one of the most exceptional rivers in Europe.

نروتوا احتمالاً یکی از استثنایی ترین رودخانه های اروپا است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Exceptional refers to both ends of the spectrum, so all my life I've been exceptional.

استثنایی به هر دو انتهای طیف اشاره دارد، بنابراین تمام زندگی من استثنایی بوده ام.

منبع: Flowers for Algernon

Those arrested for minor wrongdoing are treated with exceptional leniency.

افرادی که به دلیل تخلفات جزئی دستگیر می شوند، با اغماض استثنایی رفتار می شوند.

منبع: The Economist (Summary)

The Unknown Warrior was not exceptional.

جنگجوی ناشناخته استثنایی نبود.

منبع: Queen's Speech in the UK

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید