execrated by society
به شدت مورد تنفر جامعه
execrated for actions
به خاطر اعمال مورد تنفر
execrated in silence
در سکوت مورد تنفر
execrated as evil
به عنوان شرور مورد تنفر
execrated by critics
مورد تنفر منتقدان
execrated by history
مورد تنفر تاریخ
execrated for betrayal
به خاطر خیانت مورد تنفر
execrated in literature
در ادبیات مورد تنفر
execrated by peers
مورد تنفر همکاران
execrated publicly
به طور علنی مورد تنفر
many people execrated the decision to cut funding for education.
بسیاری از مردم تصمیم به کاهش بودجه آموزش را محکوم کردند.
the community execrated the act of vandalism that occurred last night.
جامعه اقدام به خرابکاری که شب گذشته رخ داد را محکوم کرد.
he execrated the injustices he witnessed in the system.
او بیعدالتیهایی را که در سیستم شاهد بود محکوم کرد.
critics execrated the film for its lack of originality.
منتقدان فیلم را به دلیل نداشتن اصالت محکوم کردند.
she execrated the pollution caused by the factory.
او آلودگی ناشی از کارخانه را محکوم کرد.
the public execrated the politician for his corrupt practices.
عموم مردم سیاستمدار را به دلیل روشهای فاسدش محکوم کردند.
he was execrated by his peers for his unethical behavior.
همکاران او را به دلیل رفتار غیراخلاقیاش محکوم کردند.
they execrated the war, calling for peace and reconciliation.
آنها جنگ را محکوم کردند و خواستار صلح و آشتی شدند.
many execrated the harsh treatment of prisoners.
بسیاری از مردم رفتار خشن با زندانیان را محکوم کردند.
activists execrated the government's failure to address climate change.
فعالها ناتوانی دولت در رسیدگی به تغییرات آب و هوایی را محکوم کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید