detested task
وظیفه مورد نفرت
detested idea
ایده مورد نفرت
detested person
شخص مورد نفرت
detested habit
عادت مورد نفرت
detested food
غذا مورد نفرت
detested noise
سر و صدا مورد نفرت
detested chore
کارهای مورد نفرت
detested game
بازی مورد نفرت
detested rule
قانون مورد نفرت
detested place
محل مورد نفرت
she detested the idea of waking up early.
او از این فکر که صبح زود بیدار شود، متنفر بود.
he detested the taste of broccoli.
او از طعم بروکلی متنفر بود.
they detested the long meetings that wasted their time.
آنها از جلسات طولانی که وقتشان را تلف میکردند، متنفر بودند.
many students detested the strict rules at school.
بسیاری از دانشآموزان از قوانین سختگیرانه مدرسه متنفر بودند.
she detested the way he spoke to her.
او از نحوه صحبت کردن او با او متنفر بود.
he detested running in the rain.
او از دویدن در باران متنفر بود.
they detested the noise coming from the construction site.
آنها از صدای بلند که از محل ساخت و ساز میآمد متنفر بودند.
she detested the thought of being unprepared.
او از این فکر که آماده نباشد متنفر بود.
he detested the cold weather during winter.
او از هوای سرد در زمستان متنفر بود.
they detested the unfair treatment they received.
آنها از رفتار ناعادلانهای که دریافت میکردند متنفر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید