detested

[ایالات متحده]/dɪˈtɛstɪd/
[بریتانیا]/dɪˈtɛstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مفعولی از detest

عبارات و ترکیب‌ها

detested task

وظیفه مورد نفرت

detested idea

ایده مورد نفرت

detested person

شخص مورد نفرت

detested habit

عادت مورد نفرت

detested food

غذا مورد نفرت

detested noise

سر و صدا مورد نفرت

detested chore

کارهای مورد نفرت

detested game

بازی مورد نفرت

detested rule

قانون مورد نفرت

detested place

محل مورد نفرت

جملات نمونه

she detested the idea of waking up early.

او از این فکر که صبح زود بیدار شود، متنفر بود.

he detested the taste of broccoli.

او از طعم بروکلی متنفر بود.

they detested the long meetings that wasted their time.

آنها از جلسات طولانی که وقتشان را تلف می‌کردند، متنفر بودند.

many students detested the strict rules at school.

بسیاری از دانش‌آموزان از قوانین سختگیرانه مدرسه متنفر بودند.

she detested the way he spoke to her.

او از نحوه صحبت کردن او با او متنفر بود.

he detested running in the rain.

او از دویدن در باران متنفر بود.

they detested the noise coming from the construction site.

آنها از صدای بلند که از محل ساخت و ساز می‌آمد متنفر بودند.

she detested the thought of being unprepared.

او از این فکر که آماده نباشد متنفر بود.

he detested the cold weather during winter.

او از هوای سرد در زمستان متنفر بود.

they detested the unfair treatment they received.

آنها از رفتار ناعادلانه‌ای که دریافت می‌کردند متنفر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید