loathed

[ایالات متحده]/ləʊðd/
[بریتانیا]/loʊðd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی loathe؛ به شدت نفرت داشتن یا ناپسندیدن

عبارات و ترکیب‌ها

loathed enemy

دشمن مورد نفرت

loathed task

وظیفه مورد نفرت

loathed decision

تصمیم مورد نفرت

loathed person

شخص مورد نفرت

loathed idea

ایده مورد نفرت

loathed responsibility

مسئولیت مورد نفرت

loathed change

تغییر مورد نفرت

loathed situation

وضعیت مورد نفرت

loathed habit

عادت مورد نفرت

loathed rule

قانون مورد نفرت

جملات نمونه

he loathed the idea of working late.

او از ایده کار کردن تا دیر وقت متنفت بود.

she loathed the taste of broccoli.

او از طعم بروکلی متنفت بود.

they loathed being stuck in traffic.

آنها از گیر کردن در ترافیک متنفت بودند.

many students loathed the mandatory assignments.

بسیاری از دانش آموزان از تکالیف اجباری متنفت بودند.

he loathed the cold weather in winter.

او از هوای سرد در زمستان متنفت بود.

she loathed how he treated her.

او از نحوه رفتار او با او متنفت بود.

they loathed the smell of cigarette smoke.

آنها از بوی دود سیگار متنفت بودند.

he loathed the thought of public speaking.

او از فکر صحبت کردن در جمع متنفت بود.

she loathed the way he always interrupted her.

او از نحوه اینکه او همیشه او را قطع می کرد متنفت بود.

they loathed the idea of a long meeting.

آنها از ایده یک جلسه طولانی متنفت بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید