externalized costs
هزینههای خارجیسازیشده
externalized risks
ریسکهای خارجیسازیشده
externalized functions
توابع خارجیسازیشده
externalized services
خدمات خارجیسازیشده
externalized solutions
راهکارهای خارجیسازیشده
externalized processes
فرآیندهای خارجیسازیشده
externalized labor
نیروی کار خارجیسازیشده
externalized knowledge
دانش خارجیسازیشده
externalized assets
داراییهای خارجیسازیشده
externalized strategies
استراتژیهای خارجیسازیشده
her emotions were externalized through her art.
احساسات او از طریق هنر خود بروز یافتند.
the company's values are externalized in its branding.
ارزشهای شرکت در برندسازی آن تجلی مییابند.
he externalized his thoughts during the discussion.
او در طول بحث، افکار خود را بروز داد.
externalized fears can affect one's mental health.
ترسهای بیرونی میتوانند بر سلامت روان تأثیر بگذارند.
she often externalizes her worries to her friends.
او اغلب نگرانیهای خود را با دوستانش در میان میگذارد.
the team externalized their goals for better clarity.
تیم اهداف خود را برای وضوح بیشتر بروز داد.
externalized stress can lead to physical symptoms.
استرس بیرونی میتواند منجر به علائم فیزیکی شود.
he externalized his creativity in various projects.
او خلاقیت خود را در پروژههای مختلف بروز داد.
externalized communication is vital for teamwork.
ارتباطات بیرونی برای کار گروهی ضروری است.
her ideas were externalized in the presentation.
ایدههای او در ارائه مطرح شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید