offshored

[US]/ˌɒfˈʃɔːd/
[UK]/ˌɔːfˈʃɔːrd/
Frequency: Very High

Translation

adj. جابجا شده یا اجاره شده (کار، خدمات یا تولید) به کشور دیگر، به ویژه برای کاهش هزینه‌ها
v. گذشته زمان و گذشته شرطی offshore: جابجا کردن یا اجاره کردن (کار، خدمات یا تولید) به کشور دیگر

Phrases & Collocations

offshored jobs

کارهای اوفشور

offshored work

کارهای اوفشور

offshored team

تیم اوفشور

offshored production

تولید اوفشور

offshored services

خدمات اوفشور

Example Sentences

the company offshored customer support to reduce operating costs.

شرکت به منظور کاهش هزینه‌های عملیاتی پشتیبانی مشتری را به خارج از کشور منتقل کرد.

we offshored software development to a trusted partner in india.

ما توسعه نرم‌افزار را به یک شریک معتبر در هند منتقل کردیم.

after the merger, several back-office functions were offshored.

پس از ادغام، چندین عملیات پشتیبانی را به خارج از کشور منتقل کردند.

management offshored manufacturing and kept final assembly locally.

مدیریت تولید را به خارج از کشور منتقل کرد و جمع‌آوری نهایی را به صورت محلی حفظ کرد.

they offshored call center operations but maintained local quality control.

آن‌ها عملیات مرکز تماس را به خارج از کشور منتقل کردند اما کنترل کیفیت را به صورت محلی حفظ کردند.

to meet deadlines, the team offshored routine testing to an overseas vendor.

برای رعایت مهلکت‌ها، تیم تست‌های روتین را به یک فروشنده خارجی منتقل کرد.

the bank offshored data entry while strengthening security oversight.

بانک واردات داده را به خارج از کشور منتقل کرد در حالی که نظارت امنیتی را تقویت کرد.

some roles were offshored, and employees were reassigned to higher-value work.

برخی از نقش‌ها به خارج از کشور منتقل شدند و کارکنان به کارهایی با ارزش بیشتر تخصیص داده شدند.

they offshored accounting tasks to streamline the monthly close.

آن‌ها وظایف حسابداری را به خارج از کشور منتقل کردند تا بسته شدن ماهی را ساده‌تر کنند.

the retailer offshored order processing to handle seasonal demand spikes.

فروشندگی فرآیند پردازش سفارش را به خارج از کشور منتقل کرد تا افزایش ناگهانی تقاضای فصلی را مدیریت کند.

our competitor offshored payroll processing and cut administrative overhead.

رقیب ما پردازش حقوق و دستمزد را به خارج از کشور منتقل کرد و هزینه‌های اداری را کاهش داد.

they offshored technical support, but customers complained about response times.

آن‌ها پشتیبانی فنی را به خارج از کشور منتقل کردند، اما مشتریان در مورد زمان پاسخ‌گویی شکایت کردند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now