fads

[ایالات متحده]/fædz/
[بریتانیا]/fædz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مد موقت یا روند؛ سبک یا جنون

عبارات و ترکیب‌ها

passing fads

فَضاهای عبوری

popular fads

فَضاهای محبوب

latest fads

آخرین فضاها

fashion fads

فَضاهای مُد

youth fads

فَضاهای جوانی

diet fads

فَضاهای رژیمی

fitness fads

فَضاهای تناسب اندام

crazy fads

فَضاهای دیوانه کننده

current fads

فَضاهای فعلی

temporary fads

فَضاهای موقتی

جملات نمونه

many fads come and go quickly.

بسیاری از مدها به سرعت می‌آیند و می‌روند.

she always follows the latest fads.

او همیشه آخرین مدها را دنبال می‌کند.

fads can influence consumer behavior.

مدها می‌توانند بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارند.

some fads are just a waste of money.

برخی از مدها فقط اتلاف پول هستند.

teenagers often jump on the latest fads.

نوجوانان اغلب به آخرین مدها می‌پیوندند.

fads in fashion change every season.

مد در لباس در هر فصل تغییر می‌کند.

he started a few fads during his college years.

او در طول سال‌های کالج خود چند مد را شروع کرد.

social media helps spread fads quickly.

شبکه‌های اجتماعی به سرعت به گسترش مدها کمک می‌کنند.

not all fads are good for health.

همه مدها برای سلامتی مفید نیستند.

they are known for creating viral fads.

آنها به خاطر ایجاد مد و ترندهای ویروسی شناخته شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید