fallback option
گزینه پشتیبان
fallback plan
برنامه پشتیبان
the fallback of a huge explosion.
نتیجهگیری یک انفجار بزرگ
a fallback proposal; a fallback position behind our own lines.
پیشنهاد پشتیبان؛ یک موقعیت پشتیبان پشت خطوط خودمان
Having a fallback plan is always a good idea.
داشتن یک طرح پشتیبان همیشه ایده خوبی است.
She had to resort to her fallback option when her first choice fell through.
او مجبور شد به گزینه پشتیبان خود متوسل شود وقتی که اولین انتخابش منتفی شد.
It's important to have a fallback position in negotiations.
داشتن یک موقعیت پشتیبان در مذاکرات مهم است.
He always has a fallback excuse ready when he's running late.
او همیشه یک بهانه پشتیبان آماده دارد وقتی که دیر میکند.
The company implemented a fallback system to prevent any downtime.
شرکت یک سیستم پشتیبان را برای جلوگیری از هرگونه وقفه اجرا کرد.
In case of emergency, there is a fallback generator to provide power.
در صورت بروز اضطراری، یک ژنراتور پشتیبان برای تامین برق وجود دارد.
The team had to rely on their fallback strategy after the original plan failed.
تیم مجبور شد پس از شکست طرح اصلی به استراتژی پشتیبان خود تکیه کند.
She always keeps a fallback stash of snacks in her desk drawer.
او همیشه یک ذخیره پشتیبان از تنقلات را در کشوی میز خود نگه میدارد.
The fallback option turned out to be the best choice in the end.
گزینه پشتیبان در نهایت بهترین انتخاب از کار درآمد.
When all else fails, the fallback solution is to start from scratch.
وقتی همه چیز شکست خورد، راه حل پشتیبان شروع از صفر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید