fault

[ایالات متحده]/fɔːlt/
[بریتانیا]/fɔːlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقص; عیب; اشکال; خطا; [زمین‌شناسی] شکستگی

vi. اشتباه کردن; [زمین‌شناسی] تشکیل شکستگی

vt. انتقاد کردن; ریزبینی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fault diagnosis

تشخیص نقص

fault tree

درخت خطا

fault zone

منطقه خطا

fault detection

تشخیص خطا

fault block

بلوک گسل

in fault

در زمان بروز خطا

fault tree analysis

تجزیه و تحلیل درخت خطا

fault location

مکان خطا

at fault

مقصر

fault tolerance

تحمل خطا

fault current

جریان خطا

active fault

گسل فعال

fault system

سیستم خطا

fault line

خط خطا

system fault

خطای سیستم

common fault

خطای رایج

fault rate

نرخ خطا

network fault

خطای شبکه

earth fault

خطای زمین

ground fault

خطای زمین

جملات نمونه

It's my fault that I forgot to call you yesterday.

تقصیر من بود که دیروز به شما زنگ نزدم.

She admitted her fault and apologized for the mistake.

او اشتباه خود را پذیرفت و برای اشتباه معذرت خواست.

The car broke down, but it's not my fault.

ماشین خراب شد، اما تقصیر من نبود.

Don't blame yourself for something that's not your fault.

خودتان را به خاطر چیزی که تقصیر شما نیست سرزنش نکنید.

He always finds fault with everything I do.

او همیشه در همه کارهایی که انجام می دهم ایراد می گیرد.

It's not his fault that the project failed.

تقصیر او نیست که پروژه شکست خورد.

I take full responsibility for the fault in the system.

من مسئولیت کامل نقص سیستم را می پذیرم.

There was a fault in the electrical wiring that caused the fire.

مشکلی در سیم کشی برق وجود داشت که باعث آتش سوزی شد.

She is quick to point out the fault in others but slow to acknowledge her own.

او به سرعت اشتباه دیگران را نشان می دهد، اما به کندی اشتباه خود را می پذیرد.

The fault lies with the management for not addressing the issue sooner.

تقصیر مدیریت است که زودتر به این موضوع رسیدگی نکرد.

نمونه‌های واقعی

Why fasten on me? It's not my fault.

چرا باید من را مقصر بدانید؟ تقصیر من نیست.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Tsze-hsia said, " The mean man is sure to gloss his faults."

تسزه-شیا گفت: " مرد پست حتماً سعی می‌کند تا اشتباهات خود را پنهان کند."

منبع: The Analects

But if it doesn't, it's your fault.

اما اگر نشد، تقصیر شماست.

منبع: Focus on the Oscars

It's your fault for mixing the two broths!

تقصیر شماست که دو آبگوشت را با هم مخلوط کردید!

منبع: Ez Talk American English Conversation Guide

Well, it might not be his fault after all.

خب، شاید در نهایت تقصیرش نباشد.

منبع: BBC Listening Compilation June 2014

I felt like it was my fault.

احساس می‌کردم که تقصیر من است.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

So, it is their fault? - Yes.

پس تقصیر آنهاست؟ - بله.

منبع: CHERNOBYL HBO

" It was my fault, " Nick said.

" تقصیر من بود، " نیک گفت.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

" It is the fault of fatality" !

" این تقصیر سرنوشت است!"

منبع: Madame Bovary (Part Two)

It isn't wholly our fault in the here and now.

تقصیر ما در این زمان و مکان نیست.

منبع: Scientific World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید