defect

[ایالات متحده]/ˈdiːfekt/
[بریتانیا]/ˈdiːfekt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقص یا نقص؛ یک کمبود

vi. برای ترک کشور یا علت خود به منظور پیوستن به یک طرف مقابل

عبارات و ترکیب‌ها

manufacturing defect

ایراد تولید

hidden defect

ایراد پنهان

defect in design

ایراد در طراحی

quality defect

ایراد کیفیتی

zero defect

بدون عیب

surface defect

ایراد سطحی

ventricular septal defect

ضایعه سپتوم بطنی

birth defect

نقص تولدی

atrial septal defect

نقص سپتوم دهلیزی

no defect

بدون عیب

genetic defect

ایراد ژنتیکی

defect rate

نرخ نقص

fabric defect

ایراد پارچه

filling defect

ایراد پر کردن

point defect

نقطه نقص

inherent defect

ایراد ذاتی

internal defect

ایراد داخلی

line defect

ایراد خطی

congenital defect

نقص مادرزادی

major defect

ایراد اساسی

material defect

ایراد مواد

defect density

چگالی نقص

minor defect

ایراد جزئی

coating defect

ایراد پوشش

جملات نمونه

an inborn defect in the formation of collagen.

یک نقص مادرزادی در تشکیل کلاژن

a zero-defect political campaign.

یک کمپین سیاسی بدون نقص

defects in a system of education

نقص‌ها در یک سیستم آموزشی

The defect in the drainage must be remedied.

باید نقص آب‌رسانی را برطرف کرد.

the defects in the present system of education

نقص‌های سیستم آموزشی فعلی

This was true whether applied to a congenital defect, such as syndactyly, or an acquired defect, such as a burn contracture.

این موضوع درست بود، چه به نقصی مادرزادی مانند σύνδακτυλος یا نقصی اکتسابی مانند سوختگی اعمال شود.

the claim that chemical X causes birth defect Y.

ادعای اینکه ماده شیمیایی X باعث نقص مادرزادی Y می‌شود.

he defected to the Soviet Union after the war.

او پس از جنگ به شوروی متحصره شد.

the landlord shall remedy the defects with all possible expedition.

مالک باید با تمام سرعت ممکن نقص‌ها را برطرف کند.

played down the defect to protect the troops' morale.

برای حفظ روحیه سربازان، نقص را کم‌رنگ جلوه داد.

The circuit defects of the tenoner in our company were analyzed.

ایرادات مدار دستگاه تراش در شرکت ما مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

Weft streak is one of the major defects of habotai fabrics.

نخ تار و پود یکی از نقص‌های عمده پارچه هابتای است.

They were not blinded to the defects of Western society.

آنها نسبت به نقص‌های جامعه غربی کور نبودند.

We must correct our defects as soon as possible.

ما باید نقص‌های خود را در اسرع وقت اصلاح کنیم.

a Soviet citizen who defected to Israel.

یک شهروند شوروی که به اسرائیل متحصره شد.

He has a congenital heart defect.

او دارای یک نقص مادرزادی قلب است.

The defect detracts greatly from the value of the vase.

این نقص به طور قابل توجهی ارزش گلدان را کاهش می‌دهد.

4. There are 135 cyanotic congenital heart defects (73.1%) and 366 acyanotic congenital heart defects (26.9%).

4. 135 نقص مادرزادی قلب سیانوتیک (73.1٪) و 366 نقص مادرزادی قلب غیرسیانوتیک (26.9٪) وجود دارد.

she tended to magnify the defects of those she disliked.

او تمایل داشت نقص‌های کسانی که دوست نداشت را بزرگ‌نمایی کند.

Misrun is the common defects found in oven door castings process.

Misrun یک نقص رایج است که در فرآیند ریخته‌گری درهای فر یافت می‌شود.

نمونه‌های واقعی

A simple plastic surgery could correct the defect.

یک جراحی پلاستیک ساده می‌تواند نقص را اصلاح کند.

منبع: VOA Standard English - Health

It refused to acknowledge that they were defected.

این موضوع را نادیده گرفت که آنها نقص داشتند.

منبع: BBC Listening Collection November 2015

Although considered a defect, it's safe to eat.

با وجود اینکه به عنوان یک نقص در نظر گرفته می‌شود، خوردن آن بی‌خطر است.

منبع: Popular Science Essays

Do we have any idea why he defected?

آیا ایده ای داریم که چرا او فرار کرد؟

منبع: Financial Times

We turn our defects into a talent to amuse.

ما نقص‌های خود را به یک استعداد برای سرگرمی تبدیل می‌کنیم.

منبع: If national treasures could speak.

Time passed, and they resented the defects no longer.

زمان گذشت و آنها دیگر به نقص‌ها اعتراض نکردند.

منبع: The machine has stopped operating.

Dangers remain, of course, especially if visiting North Koreans defect.

خطرها همچنان وجود دارند، به خصوص اگر کره ای های شمالی فرار کنند.

منبع: Time

However, these children have no defect in their speech-producing apparatus.

با این حال، این کودکان در دستگاه تولید گفتار خود نقص ندارند.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

Ove looks in utter perplexity at the little flapping speech defect.

اووه با حیرت کامل به نقص گفتاری کوچک و لرزان نگاه می‌کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Orion was born with a congenital heart defect and is about to undergo his fourth open-heart surgery.

اورین با یک نقص مادرزادی قلبی متولد شد و قرار است تحت عمل جراحی قلب باز چهارم خود قرار گیرد.

منبع: VOA Standard English_ Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید