favour

[ایالات متحده]/'feɪvə/
[بریتانیا]/ˈfevɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترجیح; تأیید; عمل مهربانی
vt. تأیید کردن; دوست داشتن; کمک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

do a favour

انجام یک لطف

return the favour

انجام لطف در عوض

kind favour

لطف خوب

in favour of

به نفع

in favour

به نفع

favour with

با لطف

out of favour

بی‌طرف

جملات نمونه

the favour was reciprocated.

لطف متقابل بود.

they were not in favour with the party.

آنها با حزب همدلی نداشتند.

buy favour with flattery

خریدن لطف با چاپلوسی

all in favour say aye.

کسانی که موافق هستند، بگویید آیه.

please favour me with an answer.

لطفاً با یک پاسخ به من لطف کنید.

crusade in favour of birth control

تبلیغاتی به نفع کنترل بارداری

The general opinion is in favour of us.

نظر عمومی به نفع ماست.

a consensus favouring continuity of policy.

یک اجماع طرفدار تداوم سیاست

a wimpish attempt to curry favour with the new bosses.

تلاش ضعیفی برای جلب توجه مدیران جدید.

a 2-1 vote in favour of industrial action.

رای 2 به 1 به نفع اقدام صنعتی.

the judge decided in favour of the defendant.

قاضی به نفع متهم رای داد.

the ballets did not find favour with the public.

باله‌ها مورد پسند عموم قرار نگرفتند.

the House voted in favour of repeal.

مجلس به نفع لغو رای داد.

a most favoured nation

یک کشور مورد علاقه

All those in favour, raise their hands.

کسانی که موافق هستند، دست خود را بالا ببرند.

There is a strong presumption in favour of the truthfulness of their statement.

یک فرضیه قوی به نفع صحت اظهارات آنها وجود دارد.

Will you do me a favour?

آیا لطف می کنید و به من کمک می کنید؟

They favour our programme with a large contribution.

آنها با کمک بزرگ از برنامه ما حمایت می کنند.

The majority of people in the province are in favour of devolution.

اکثر مردم استان از تفویض اختیار حمایت می کنند.

نمونه‌های واقعی

I want to ask a favour of you.

می‌خواهم یک خواهش از شما کنم.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

Could you do me a favour this evening?

می‌توانید این شب یک لطف با من بکنید؟

منبع: Comprehensive Guide to Financial English Speaking

" Sorry, can you do me a favour? "

"متاسفم، آیا می توانید یک لطف با من بکنید؟"

منبع: Dad teaches you grammar.

I have one other favour to ask.

من یک خواهش دیگر برای پرسیدن دارم.

منبع: The Legend of Merlin

Oh thanks so much - I promise I'll return the favour sometime!

خیلی ممنونم - قول می دهم که در زمان مناسب لطف شما را جبران خواهم کرد!

منبع: BBC Listening Collection November 2014

Hey listen, I've got a favour to ask.

ببین، من یک خواهشی برای پرسیدن دارم.

منبع: Emma's delicious English

So do yourself a favour and have a good time!

پس لطفاً به خودتان بکنید و خوش بگذرانید!

منبع: Listening Digest

They oppose globalisation and favour protectionism.

آنها با جهانی شدن مخالف هستند و طرفدار حمایت‌گرایی هستند.

منبع: The Economist (Summary)

When we do people favours, we help them out.

وقتی به مردم لطف می کنیم، به آنها کمک می کنیم.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

When you do yourself a favour, it means help yourself.

وقتی به خودتان لطف می کنید، به خودتان کمک می کنید.

منبع: Engvid-Jade Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید