fearlessness

[ایالات متحده]/ˈfɪəlɪsnɪs/
[بریتانیا]/'fɪrlɪsnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شجاعت و دلیری

جملات نمونه

Fearlessness stems from selflessness.

بی‌باکی از بی‌منتی نشأت می‌گیرد.

Let me do not pray to get the asylum in the inclemency, But pray the ability fearlessness of face them, Let I not imprecation I of pain and sufferings will stop, But beg my heart and can conquer it.

اجازه دهید دعا نکنم تا پناهگاه را در سرمای شدید به دست آورم، بلکه قدرت و شجاعت را برای مواجهه با آنها دعا کنم، اجازه ندهم که نفرین کنم که درد و رنج من را متوقف کند، بلکه از قلبم بخواهم که بتوانم آن را فتح کنم.

She displayed fearlessness in the face of danger.

او در برابر خطر، بی‌باکی از خود نشان داد.

His fearlessness inspired others to be brave.

بی‌باکی او الهام بخش دیگران برای شجاع بودن شد.

Fearlessness is a key trait for successful entrepreneurs.

بی‌باکی یک ویژگی کلیدی برای کارآفرینان موفق است.

The soldier's fearlessness in battle earned him respect.

بی‌باکی سرباز در نبرد، احترام را برای او به ارمغان آورد.

The athlete's fearlessness helped him achieve victory.

بی‌باکی ورزشکار به او کمک کرد تا به پیروزی دست یابد.

Facing her fears with fearlessness, she overcame many obstacles.

با بی‌باکی با ترس‌های خود روبرو شد، او بر بسیاری از موانع غلبه کرد.

Fearlessness is often associated with courage and determination.

بی‌باکی اغلب با شجاعت و اراده همراه است.

The firefighter's fearlessness saved many lives during the fire.

بی‌باکی آتش‌نشان جان‌های بسیاری را در طول آتش‌سوزی نجات داد.

Fearlessness can be learned and developed over time.

می‌توان بی‌باکی را در طول زمان یاد گرفت و توسعه داد.

Her fearlessness in public speaking impressed the audience.

بی‌باکی او در سخنرانی در جمع، مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید