feasts

[ایالات متحده]/fiːsts/
[بریتانیا]/fiːsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وعده‌های غذایی بزرگ یا جشن‌ها؛ جشنواره‌های مذهبی؛ چیزها یا فعالیت‌هایی که شادی به ارمغان می‌آورند

عبارات و ترکیب‌ها

holiday feasts

جشنواره‌های تعطیلات

family feasts

جشنواره‌های خانوادگی

feasts of joy

جشنواره‌های شادی

feasts of plenty

جشنواره‌های فراوانی

great feasts

جشنواره‌های بزرگ

feasts for all

جشنواره‌ها برای همه

feasts of love

جشنواره‌های عشق

feasts of friendship

جشنواره‌های دوستی

lavish feasts

جشنواره‌های مجلل

seasonal feasts

جشنواره‌های فصلی

جملات نمونه

many cultures celebrate feasts during the harvest season.

بسیاری از فرهنگ‌ها جشن‌ها را در فصل برداشت محصول جشن می‌گیرند.

feasts often bring families and friends together.

جشن‌ها اغلب خانواده‌ها و دوستان را دور هم جمع می‌کنند.

the wedding feasts were lavish and unforgettable.

جشن‌های عروسی مجلل و فراموش‌نشدنی بودند.

during holidays, we enjoy feasts with traditional dishes.

در تعطیلات، از جشن‌ها با غذاهای سنتی لذت می‌بریم.

feasts can vary greatly from culture to culture.

جشن‌ها می‌توانند از نظر فرهنگی بسیار متفاوت باشند.

we prepared a series of feasts for our guests.

ما مجموعه‌ای از جشن‌ها را برای مهمانانمان آماده کردیم.

feasts are often a highlight of community celebrations.

جشن‌ها اغلب یکی از نقاط برجسته جشن‌های محلی هستند.

she organized feasts to celebrate the new year.

او جشن‌هایی را برای بزرگداشت سال نو سازماندهی کرد.

feasts filled with delicious food are a joy to share.

جشن‌هایی که با غذاهای خوشمزه پر شده‌اند، لذت بخش هستند.

they hosted feasts to honor their ancestors.

آنها جشن‌هایی را برای بزرگداشت نیاکان خود برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید