fasts asleep
خواب عمیق
fasts often
اغراق در اغلب اوقات
fasts forward
به جلو سریع
fasts running
به سرعت در حال دویدن
fasts growing
در حال رشد سریع
fasts changing
در حال تغییر سریع
fasts moving
در حال حرکت سریع
fasts reaction
واکنش سریع
fasts delivery
تحویل سریع
fasts response
پاسخ سریع
the doctor recommended several fasts to improve his overall health.
پزشک چندین روز روزه داری برای بهبود سلامت کلی او توصیه کرد.
she regularly undertakes water fasts for detoxification.
او به طور منظم روزه های آب برای سم زدایی انجام می دهد.
intermittent fasts can be a useful tool for weight management.
روزهداري متناوب میتواند ابزاری مفید برای مدیریت وزن باشد.
religious fasts are an important part of their tradition.
روزهداري مذهبی بخشی مهم از سنت آنهاست.
he broke his fast with a light and nutritious meal.
او روزهداري خود را با یک وعده غذایی سبک و مغذی شکست.
the team studied the effects of prolonged fasts on metabolism.
تیم اثرات روزه های طولانی مدت بر متابولیسم را مطالعه کرد.
many people observe fasts during ramadan.
بسیاری از مردم در ماه رمضان روزه می گیرند.
she prepared carefully for her upcoming week-long fasts.
او به طور دقیق برای روزه های یک هفته ای آینده خود آماده شد.
the benefits of therapeutic fasts are increasingly recognized.
مزایای روزه درمانی به طور فزاینده ای شناخته شده است.
he ended his fasts feeling refreshed and revitalized.
او روزه های خود را با احساس تازگی و شادابی به پایان رساند.
the research explored different types of fasts and their impact.
تحقیقات انواع مختلف روزه و تأثیر آنها را بررسی کرد.
fasts asleep
خواب عمیق
fasts often
اغراق در اغلب اوقات
fasts forward
به جلو سریع
fasts running
به سرعت در حال دویدن
fasts growing
در حال رشد سریع
fasts changing
در حال تغییر سریع
fasts moving
در حال حرکت سریع
fasts reaction
واکنش سریع
fasts delivery
تحویل سریع
fasts response
پاسخ سریع
the doctor recommended several fasts to improve his overall health.
پزشک چندین روز روزه داری برای بهبود سلامت کلی او توصیه کرد.
she regularly undertakes water fasts for detoxification.
او به طور منظم روزه های آب برای سم زدایی انجام می دهد.
intermittent fasts can be a useful tool for weight management.
روزهداري متناوب میتواند ابزاری مفید برای مدیریت وزن باشد.
religious fasts are an important part of their tradition.
روزهداري مذهبی بخشی مهم از سنت آنهاست.
he broke his fast with a light and nutritious meal.
او روزهداري خود را با یک وعده غذایی سبک و مغذی شکست.
the team studied the effects of prolonged fasts on metabolism.
تیم اثرات روزه های طولانی مدت بر متابولیسم را مطالعه کرد.
many people observe fasts during ramadan.
بسیاری از مردم در ماه رمضان روزه می گیرند.
she prepared carefully for her upcoming week-long fasts.
او به طور دقیق برای روزه های یک هفته ای آینده خود آماده شد.
the benefits of therapeutic fasts are increasingly recognized.
مزایای روزه درمانی به طور فزاینده ای شناخته شده است.
he ended his fasts feeling refreshed and revitalized.
او روزه های خود را با احساس تازگی و شادابی به پایان رساند.
the research explored different types of fasts and their impact.
تحقیقات انواع مختلف روزه و تأثیر آنها را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید