fella

[ایالات متحده]/'felə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفیق، دوست، جوان

عبارات و ترکیب‌ها

Hey there, fella!

سلام، رفیق!

Good job, fella!

خسته نباشی، رفیق!

جملات نمونه

Although your fella's frat pack might seem like the enemy, chumming it up with the guyscan do wonders for your relationship.

اگرچه گروه دوستان پسر شما ممکن است مانند دشمن به نظر برسد، معاشرت با آنها می‌تواند شگفتی ساز باشد.

Hey fella, how's it going?

سلام مردونه، چطوری؟

That fella over there is my cousin.

اون پسری که اونجا هست پسر عموی منه.

I need to talk to that fella about the project.

من باید با اون پسر در مورد پروژه صحبت کنم.

He's a good fella, always willing to help out.

اون آدم خوبیه، همیشه آماده کمک کردنه.

The new fella at work seems nice.

به نظر میاد اون پسری که تازه وارد کار شده خوبه.

I saw that fella at the store yesterday.

من دیروز اون پسر رو توی مغازه دیدم.

Don't trust that fella, he's trouble.

به اون پسر اعتماد نکن، مشکل سازه.

I'll introduce you to the fella I was telling you about.

معرفیتون کنم با پسری که داشتم بهت میگفتم.

The poor fella lost his job.

اون بیچاره کارش رو از دست داد.

Let's invite some fellas over for a barbecue.

بیاید چند تا پسره رو برای باربکیو دعوت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید