guy

[ایالات متحده]/ɡaɪ/
[بریتانیا]/ɡaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفیق، دوست

عبارات و ترکیب‌ها

a nice guy

یک مرد خوب

the new guy

مرد جدید

a funny guy

یک مرد خنده‌دار

a cool guy

یک مرد باحال

a tall guy

یک مرد قد بلند

nice guy

مرد خوب

good guy

مرد خوب

bad guy

مرد بد

tough guy

مرد سخت کوش

big guy

مرد بزرگ

wise guy

آدم زیرک

fall guy

قربانی

guy ritchie

گی ریتچی

regular guy

آدم معمولی

a smart guy

یک مرد باهوش

guy fawkes

گای فاکس

lazy guy

مرد تنبل

جملات نمونه

are these guys for real?.

آیا این افراد واقعاً وجود دارند؟

The bad guy is very dark.

قهرمان بد بسیار تاریک است.

That guy is a proper terror.

آن مرد وحشت محض است.

Snowsuit Guys, Snowsuit Guys!

مردان لباس اسکی، مردان لباس اسکی!

Guy’s house was close to the observatory.

خانه ی مرد نزدیک رصدخانه بود.

That lucky guy is a choice pickup for the girls.

آن مرد خوش شانس یک انتخاب خوب برای دختران است.

I caught on to what it was the guy was saying.

من متوجه شدم که مرد چه می‌گفت.

Guy had no difficulty in making friends.

گای هیچ مشکلی در دوست شدن نداشت.

get a grip, guys!.

آرام باشید، بچه‌ها!

Guy looked blankly inscrutable.

او با حالتی مبهوت و غیرقابل درک به نظر می رسید.

he's a regular guy, not a glamour puss.

او یک مرد معمولی است، نه یک جذاب.

Guy, shoot their hats off.

مرد، کلاه هایشان را به هوا پرتاب کن.

Guy smiled a grim smile.

گای با لبخندی دلگیر لبخند زد.

these guys should be thrown in jail.

این مردان باید به زندان انداخته شوند.

Who the dickens is this guy?

این مرد کیست؟

it came down to her word against Guy's.

همه به حرف او در مقابل حرف مرد رسید.

you guys want some coffee?.

شما دوست دارید کمی قهوه؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید