mild

[ایالات متحده]/maɪld/
[بریتانیا]/maɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ملایم; جزئی; ظریف; تصفیه شده; عاری از مواد مضر
n. نوعی آبجو مالت با طعم ملایم در بریتانیا.

عبارات و ترکیب‌ها

mild climate

آب و هوای معتدل

mild flavor

طعم ملایم

mild temperature

دمای ملایم

mild steel

فولاد ملایم

mild weather

آب و هوای ملایم

mild form

فرم ملایم

جملات نمونه

This is a mild tobacco.

این یک دخانیوی ملایم است.

a mild pipe tobacco; a mild sedative.

یک دخانیوی لوله ملایم؛ یک آرام‌بخش ملایم.

a mild Italian cheese.

یک پنیر ایتالیایی ملایم.

a mild case of flu.

یک مورد خفیف آنفولانزا.

He is mild of manner.

او با رفتاری ملایم است.

a mild winter storm.

یک طوفان زمستانی ملایم.

The weather is mild in this part.

آب و هوا در این قسمت ملایم است.

a mild spring day; mild weather in June.

یک روز بهاری ملایم؛ آب و هوای ملایم در ماه ژوئن.

let me off the hook with a mild reprimand.

من را با یک تذکر خفیف رها کنید.

he received a mild sentence.

او یک حکم ملایم دریافت کرد.

it is still mild enough to work outdoors.

هنوز هم به اندازه کافی ملایم است که در فضای باز کار کنید.

the substance has a mild narcotic effect.

این ماده اثر مسکن ملایمی دارد.

it contains a mild anaesthetic to soothe the pain.

این ماده حاوی یک بی‌حسی ملایم برای تسکین درد است.

a promise of spring in the milder air.

وعده بهار در هوای ملایم‌تر.

It's been a mild winter this year.

امسال زمستان ملایمی بوده است.

I'm the mildest man alive.

من ملایم‌ترین مرد زنده هستم.

That coat is too heavy for such a mild day.

آن کاپشن برای چنین روز ملایمی خیلی سنگین است.

نمونه‌های واقعی

Individuals with milder cases show no symptoms.

افرادی که علائم خفیف‌تری دارند، هیچ علامتی نشان نمی‌دهند.

منبع: Osmosis - Urinary

“After all these years, I think 300 is putting it mild.”

«بعد از همه این سال‌ها، فکر می‌کنم 300 کمی اغراق‌آمیز است.»

منبع: Vox opinion

The peppers ranged from mild to spicy.

فلفل‌ها از ملایم تا تند متغیر بودند.

منبع: Rachel's Classroom: 30-Day Check-in with 105 Words (Including Translations)

Initially this might cause mild intestinal cramping.

در ابتدا، این ممکن است باعث گرفتگی خفیف روده شود.

منبع: Osmosis - Urinary

There's a whole spectrum of dissociation from very mild to something like dissociative identity disorder.

طیف وسیعی از جدا شدن وجود دارد، از بسیار خفیف تا چیزی مانند اختلال هویت گسسته.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American June 2023 Collection

The new hybrid has a milder taste and aroma than others.

هیبرید جدید طعم و عطر ملایم‌تری نسبت به سایرین دارد.

منبع: BBC News Vocabulary

The symptoms can range from mild to severe.

علائم می‌توانند از خفیف تا شدید متغیر باشند.

منبع: CNN Listening Collection April 2013

Mild hyperphosphatemia doesn't usually cause symptoms, but severe hyperphosphatemia can make neurons more excitable.

هایپر فسفاتمی خفیف معمولاً باعث نمی‌شود، اما هایپر فسفاتمی شدید می‌تواند نورون‌ها را بیشتر تحریک‌پذیر کند.

منبع: Osmosis - Urinary

But usually these motor symptoms are a bit milder than what's seen in Parkinson's disease.

اما معمولاً این علائم حرکتی کمی خفیف‌تر از آنچه در بیماری پارکینسون دیده می‌شود، هستند.

منبع: Osmosis - Nerve

New Zealand has a mild sea climate, while the north is subtropical.

نیوزیلند آب و هوای دریایی ملایمی دارد، در حالی که شمال شبه استوایی است.

منبع: High School English People's Education Edition Volume 1 Listening Materials

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید