fine

[ایالات متحده]/faɪn/
[بریتانیا]/faɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عالی، برجسته؛ آفتابی؛ سالم
adv. بسیار خوب، ماهرانه
vt. & vi. پاک کردن، خالص شدن
n. جزا، هزینه

عبارات و ترکیب‌ها

I'm fine

من خوبم

Feeling fine

احساس خوبی دارم

Fine weather

آب و هوای خوب

Fine dining

غذاخوری مجلل

Fine art

هنر زیبا

Fine wine

شراب خوب

Fine print

متن ریز

Just fine

فقط خوب

Fine line

خط باریک

in fine

در نهایت

fine chemicals

مواد شیمیایی خوب

fine quality

کیفیت خوب

feel fine

احساس خوبی داشته باش

fine day

روز خوب

fine workmanship

اجرای خوب

fine grain

دانه‌های ریز

fine powder

پودر ریز

fine for

خوب برای

fine particle

ذره ریز

fine structure

ساختار ریز

fine grinding

آسیاب کردن ریز

fine sand

ماسه ریز

fine grained

ریز دانه

fine texture

بافت خوب

جملات نمونه

was in fine fettle.

در وضعیت خوبی بود.

This is a fine construction.

این یک ساختار خوب است.

This is a fine building.

این یک ساختمان خوب است.

a fine day; a fine writer.

یک روز خوب؛ یک نویسنده خوب.

fine type; fine paper.

نوع خوب؛ کاغذ خوب.

a blade with a fine edge.

یک تیغه با لبه‌ی تیز

the fine art of teaching.

هنر ظریف آموزش

a fine Edwardian house.

یک خانه ادواردین خوب.

the day was fine and clear.

روز خوب و صاف بود.

نمونه‌های واقعی

Girl be selling sunshine. Girl be selling sunshine. Looking so fine.

دختر در حال فروش خورشید است. دختر در حال فروش خورشید است. خیلی خوب به نظر می رسد.

منبع: We Bare Bears

I'm fine, as you can see, pretty fine.

من خوبم، همانطور که می توانید ببینید، خیلی خوب.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2015 Collection

How are things going? - Fine. Fine.

چگونه پیش می رود؟ - خوب. خوب.

منبع: Yes, Minister Season 2

" fine wines" and " a knowledge thereof" , knowledge of fine wines.

"شراب های خوب" و "دانش در مورد آنها"، دانش شراب های خوب.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

It's fine. I am actually from Mexico.

خوبه. من در واقع اهل مکزیک هستم.

منبع: EnglishPod 91-180

Okay, fine open your eyes and check.

باشه، خوب، چشمانت را باز کن و چک کن.

منبع: Creative broadcast by YouTube star Lilly.

There, there. - I'm fine I'm fine.

آنجا، آنجا. - من خوبم من خوبم.

منبع: Kung Fu Panda 3

So he can feed himself just fine.

بنابراین او می تواند خودش را به خوبی تغذیه کند.

منبع: Diary of a Little Kid 1: Haunted House Ideas

Those who are caught face steep fines.

کسانی که دستگیر می شوند با جریمه های سنگین روبرو می شوند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Howard French will check out just fine.

هاوارد فرنچ به خوبی بررسی خواهد کرد.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید