bad

[ایالات متحده]/bæd/
[بریتانیا]/bæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از کیفیت پایین یا استاندارد پایین؛ از نظر اخلاقی نادرست یا شرور
n. شخصی که از نظر اخلاقی نادرست است یا اعمال شرورانه انجام می‌دهد
adv. به طرز ضعیف یا شرورانه؛ بسیار یا به شدت

عبارات و ترکیب‌ها

in bad

در بد

bad news

اخبار بد

bad weather

آب و هوای بد

bad at

در انجام دادن بد

to the bad

به سمت بد

bad luck

شانس بد

bad thing

چیز بد

bad habit

عادت بد

go bad

بد شدن

bad mood

حالت بد

bad influence

تاثیر بد

feel bad

احساس بد کردن

be bad for

برای بد بودن

bad behavior

رفتار بد

bad cold

سرماخوردگی شدید

bad temper

خشم زودگذر

bad situation

وضعیت بد

not so bad

خیلی هم بد نیست

جملات نمونه

It's bad to drone.

پرواز با پهپاد کار خطرناکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید