fixedness of thought
ثبات در فکر
fixedness in beliefs
ثبات در باورها
fixedness of purpose
ثبات در هدف
fixedness of mind
ثبات ذهن
fixedness of vision
ثبات در دیدگاه
fixedness in ideas
ثبات در ایدهها
fixedness of form
ثبات در شکل
fixedness in habits
ثبات در عادتها
fixedness of identity
ثبات در هویت
fixedness in strategy
ثبات در استراتژی
his fixedness on the task at hand impressed everyone.
تثبیت او روی وظیفه پیش رو همه را تحت تاثیر قرار داد.
the fixedness of her beliefs made it hard for her to accept new ideas.
تثبیت باورهای او باعث میشد پذیرش ایدههای جدید برایش دشوار باشد.
fixedness in thought can hinder personal growth.
تثبیت در فکر کردن میتواند رشد شخصی را مختل کند.
he exhibited a fixedness that was both admirable and concerning.
او تثبتی از خود نشان داد که هم قابل تحسین و هم نگرانکننده بود.
the artist's fixedness on perfection often delayed her projects.
تثبیت هنرمند روی کمال اغلب پروژههایش را به تعویق میانداخت.
her fixedness in routines provided her with a sense of stability.
تثبیت او در روالها به او حسی از ثبات بخشید.
they admired his fixedness in pursuing his dreams despite challenges.
آنها به خاطر تعقیب رویاهایش با وجود چالشها، به تثبیت او احترام گذاشتند.
the fixedness of the rules left little room for creativity.
تثبیت قوانین، فضای کمی برای خلاقیت باقی گذاشت.
her fixedness on the past prevented her from moving forward.
تثبیت او روی گذشته مانع از پیشروی او شد.
the fixedness of his gaze revealed his deep concentration.
تثبیت نگاه او، تمرکز عمیق او را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید