malleability

[ایالات متحده]/ˌmæliə'biliti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انعطاف‌پذیری، نرمش، لطافت

جملات نمونه

The artist used the malleability of clay to create intricate sculptures.

هنرمند از قابلیت انعطاف‌پذیری خاک رس برای ایجاد مجسمه‌های پیچیده استفاده کرد.

The malleability of the material allowed for easy shaping and molding.

قابلیت انعطاف‌پذیری ماده به راحتی امکان شکل‌دهی و قالب‌گیری را فراهم کرد.

Training can help improve the malleability of one's mind.

آموزش می‌تواند به بهبود انعطاف‌پذیری ذهن کمک کند.

The designer appreciated the malleability of the fabric for draping purposes.

طراح از انعطاف‌پذیری پارچه برای اهداف دوخت و دوز قدردانی کرد.

Children's brains have a high level of malleability, making them quick learners.

مغز کودکان سطح بالایی از انعطاف‌پذیری دارد که باعث می‌شود آن‌ها به سرعت یاد بگیرند.

The malleability of the policy allowed for adjustments to be made as needed.

انعطاف‌پذیری سیاست به این امکان را داد که در صورت نیاز تغییراتی اعمال شود.

Leaders need to have the malleability to adapt to changing circumstances.

رهبران باید انعطاف‌پذیری داشته باشند تا با شرایط متغیر سازگار شوند.

The malleability of the metal made it ideal for forming into various shapes.

انعطاف‌پذیری فلز آن را برای شکل‌دهی به شکل‌های مختلف ایده‌آل کرد.

Creativity thrives in environments that encourage malleability of ideas.

خلاقیت در محیط‌هایی که تشویق به انعطاف‌پذیری ایده‌ها می‌کنند، شکوفا می‌شود.

The malleability of the language allowed for new words to be coined easily.

انعطاف‌پذیری زبان به این امکان را داد که به راحتی کلمات جدیدی جعل شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید