there was a flagon of beer in his vast fist.
در دست بزرگش یک مشک آبجو وجود داشت.
he had at least three flagons of wine down him already.
او قبلاً حداقل سه مشک شراب مصرف کرده بود.
The bartender filled the flagon with beer.
بارتندر مشک را با آبجو پر کرد.
She poured the wine from the flagon into the glass.
او شراب را از مشک به داخل لیوان ریخت.
He carried a flagon of water to quench his thirst.
او یک مشک آب برای رفع تشنگیاش حمل کرد.
The flagon was made of shiny silver.
مشک از نقره براق ساخته شده بود.
The flagon was engraved with intricate designs.
مشک با طرحهای پیچیده حکاکی شده بود.
The flagon was passed around the table for everyone to pour themselves a drink.
مشک بین همه به اشتراک گذاشته شد تا هر کس خودش را بنوشد.
She brought a flagon of hot soup to the sick man.
او یک مشک سوپ داغ برای مرد بیمار آورد.
The flagon was heavy and difficult to carry.
مشک سنگین و حمل آن دشوار بود.
He used the flagon as a decorative piece in his living room.
او از مشک به عنوان یک قطعه دکوری در اتاق نشیمن خود استفاده کرد.
The flagon was filled with fragrant oils for aromatherapy.
مشک با روغنهای معطر برای آروماتراپی پر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید