jug

[ایالات متحده]/dʒʌɡ/
[بریتانیا]/dʒʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زندان
vt. محبوس کردن
vi. تقلید از صدای بلبل

عبارات و ترکیب‌ها

empty the jug

خالی کردن پارچ

glass jug

پارچ شیشه‌ای

ceramic jug

پارچ سرامیکی

milk jug

پارچ شیر

جملات نمونه

a jug brimful of custard.

یک دسته کاسه‌نماي پر از کرم

jugs of iced water.

لیوان‌های آب یخ

I spilt a jug/ jugful of coffee on the floor.

من یک پارچ / سهمی از قهوه روی زمین ریختم.

It is something between a jug and a vase.

این چیزی بین یک پارچ و یک گلدان است.

can you fit any more water into the jug?.

آیا می توانید آب بیشتری در پارچ بریزید؟

she gave us a big jug of water.

او یک پارچ بزرگ آب به ما داد.

a jug of milk with a note propped against it.

یک پارچ شیر با یک یادداشت که به آن تکیه داده شده است.

She filled the jug with fresh water.

او پارچ را با آب تازه پر کرد.

she replaced the jug and mopped up the mess.

او پارچ را عوض کرد و آشفتگی را تمیز کرد.

How much water does the jug hold?

پارچ چقدر آب در خود جای دارد؟

the jugs were covered with muslin veils weighted with coloured beads.

پارچ ها با روسری های نازک پوشیده شده بودند که با مهره های رنگی سنگین شده بودند.

He walked along with a jug poised on his head.

او در حالی که یک پارچ روی سرش تعادل داشت، به راه رفت.

As he could not lift the whole pailful of water at once, he fetched a milk jug, and ladled quarts of water into the pail by degrees.

از آنجایی که نمی توانست کل سهمی آب را یکباره بلند کند، یک پارچ شیر آورد و به تدریج کوارت هایی آب را در سهمی ریخت.

نمونه‌های واقعی

Hermione carried the milk jug over to the table and turned it upside down.

هرماینی شیرجوش را به سمت میز برد و آن را وارونه کرد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

So Morgiana took the oil jug and went into the court.

بنابراین مورگیانا تنگ روغن را برداشت و وارد حیاط شد.

منبع: American Elementary School English 5

[Ben] You don't have to take a measuring jug with you.

[بن] لازم نیست یک پارا پیمانه با خودت بیاوری.

منبع: Gourmet Base

When I woke up this morning, there was ice on my wash jug.

وقتی امروز صبح از خواب بیدار شدم، روی پارا شستنم یخ وجود داشت.

منبع: Victoria Kitchen

She was standing near a table. The table had a water jug on it.

او کنار میزی ایستاده بود. روی میز یک پارا آب بود.

منبع: Global Slow English

Just use the six liter jug, right?

فقط از پارا شش لیتری استفاده کن، درسته؟

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

She walked 15 minutes from the steep riverbank carrying a water jug on her head.

او 15 دقیقه از کنار رودخانه شیب‌دار پیاده‌روی کرد و یک پارا آب را روی سرش حمل می‌کرد.

منبع: VOA Standard English - Health

You're the only one whose balance gets better after drinking a jug of whiskey.

تو تنها کسی هستی که تعادلش بعد از نوشیدن یک پارا ویسکی بهتر می‌شود.

منبع: Modern Family - Season 10

It's like a jug or a bottle; it's a container for the coffee.

این مثل یک پارا یا یک بطری است؛ این یک ظرف برای قهوه است.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Some have even considered pouring individual cups from big jugs of milk themselves.

بعضی‌ها حتی در نظر گرفته‌اند که خودشان فنجان‌های جداگانه را از پارا‌های بزرگ شیر بریزند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید