sparklier

[ایالات متحده]/[ˈspɑː.kli.ə]/
[بریتانیا]/[ˈspɑːr.kli.ɚ]/

ترجمه

adj. درخشان‌تر؛ بیشتر درخشان‌کننده. دارای درخشش بیشتر.
adv. به شیوه‌ای درخشان‌تر.

عبارات و ترکیب‌ها

sparklier than ever

چشmare تابانتر از همیشه

sparklier eyes

چشmare تابانتر

sparklier surface

سطح تابانتر

sparklier finish

پایان تابانتر

sparklier now

تابانتر از پیش

sparklier jewels

جواهرات تابانتر

sparklier light

نور تابانتر

sparklier coating

پوشش تابانتر

sparklier than

تابانتر از

sparklier look

نگاه تابانتر

جملات نمونه

the diamonds were sparklier under the bright sunlight.

الماس‌ها در نور خورشید روشن‌تر به نظر می‌رسیدند.

she wanted a sparklier eyeshadow for the party.

او می‌خواست یک رنگ چشم روشن‌تر برای جشن حضور داشته باشد.

the lake looked sparklier after the rainfall.

دریاچه پس از باران روشن‌تر به نظر می‌رسید.

he bought a sparklier watch with more diamonds.

او یک ساعت روشن‌تر با بیشتر ماس‌ها خرید.

her smile was sparklier than i remembered.

خنده‌اش روشن‌تر از آنچه من به یاد داشتم بود.

the new sequins made the dress sparklier.

کریستال‌های جدید کت‌پوشاک را روشن‌تر کردند.

the fireflies created a sparklier atmosphere in the garden.

مگس‌های نورانی یک جو روشن‌تر در باغ ایجاد کردند.

she added glitter to make the nails sparklier.

او ناخن‌ها را روشن‌تر کرد با اضافه کردن نور.

the snow was sparklier on christmas morning.

برف در صبح روز جشن حضور روشن‌تر بود.

the stars appeared sparklier through the telescope.

ستاره‌ها از طریق تلескоп روشن‌تر به نظر می‌رسیدند.

he hoped for a sparklier future for his children.

او امیدوار بود که آینده‌ای روشن‌تر برای فرزندانش داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید