showier

[ایالات متحده]/ˈʃəʊ.i.ər/
[بریتانیا]/ˈʃoʊ.i.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر جلب توجه کننده; به طرز افراطی زینتی

عبارات و ترکیب‌ها

showier display

نمایش زیباتر

showier performance

عملکرد زیباتر

showier design

طراحی زیباتر

showier outfit

لباس زیباتر

showier version

نسخه زیباتر

showier style

سبک زیباتر

showier event

رویداد زیباتر

showier trend

روند زیباتر

showier feature

ویژگی زیباتر

showier artwork

هنرنمای زیباتر

جملات نمونه

the showier the outfit, the more attention it attracts.

هر چه لباس زیباتر باشد، توجه بیشتری را به خود جلب می کند.

she prefers showier decorations for her home.

او ترجیح می دهد برای خانه اش تزئینات زیباتری داشته باشد.

his showier personality often overshadows his talents.

شخصیت نمایشی او اغلب بر استعدادهایش غلبه می کند.

they opted for a showier car to impress their friends.

آنها برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانشان یک ماشین زیباتر انتخاب کردند.

the showier the performance, the more the audience enjoys it.

هر چه اجرا نمایشی تر باشد، مخاطبان بیشتر از آن لذت می برند.

she added showier accessories to her outfit.

او لوازم جانبی زیباتری به لباسش اضافه کرد.

his showier style made him stand out in the crowd.

سبک نمایشی او باعث شد در میان جمعیت از او جدا شود.

the festival featured showier floats than last year.

جشنواره دارای ماشین های نمایشی زیباتری نسبت به سال گذشته بود.

she prefers showier jewelry for special occasions.

او ترجیح می دهد برای مناسبت های خاص جواهرات زیباتری داشته باشد.

his showier approach to art is quite controversial.

رویکرد نمایشی او به هنر کاملاً بحث برانگیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید