he always had a flashy car.
او همیشه یک ماشین پر زرق و برق داشت.
slick black hair, flashy clothes and a New York line of patter.
موهای مشکی براق، لباسهای پر زرق و برق و یک لحن نیویورکی.
She always wears flashy jewelry to parties.
او همیشه جواهرات پر زرق و برق به مهمانیها میپوشد.
The car had a flashy paint job.
ماشین یک رنگ پر زرق و برق داشت.
His flashy outfit caught everyone's attention.
لباس پر زرق و برق او توجه همه را جلب کرد.
The flashy advertisement was hard to miss.
تبلیغ پر زرق و برق به سختی قابل چشم پوشی نبود.
He drives a flashy sports car.
او یک ماشین ورزشی پر زرق و برق میراند.
She prefers simple and elegant designs over flashy ones.
او طرحهای ساده و ظریف را به طرحهای پر زرق و برق ترجیح میدهد.
The flashy lights of the city at night are mesmerizing.
چراغهای پر زرق و برق شهر در شب مسحور کننده هستند.
The singer's flashy performance wowed the audience.
اجای پر زرق و برق خواننده باعث حیرت تماشاچیان شد.
The restaurant's flashy decor adds to its charm.
دکوراسیون پر زرق و برق رستوران به جذابیت آن میافزاید.
She received a flashy award for her outstanding achievements.
او برای دستاوردهای برجستهاش یک جایزه پر زرق و برق دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید