he flogs
او شلاق میزند
she flogs
او شلاق میزند
it flogs
آن شلاق میزند
flogs goods
فروشش کالا
flogs prices
فروشش قیمتها
flogs sales
فروشش فروش
flogs customers
فروشش مشتریان
flogs services
فروشش خدمات
flogs products
فروشش محصولات
flogs market
فروشش بازار
he flogs his old car to make some extra cash.
او ماشین قدیمیاش را به فروش میرساند تا کمی پول اضافی به دست آورد.
the company flogs its products online to reach more customers.
شرکت محصولات خود را به صورت آنلاین به فروش میرساند تا به مشتریان بیشتری دسترسی پیدا کند.
she flogs her handmade jewelry at local markets.
او جواهرات دستساز خود را در بازارهای محلی به فروش میرساند.
the author flogs his new book through social media.
نویسنده کتاب جدید خود را از طریق رسانههای اجتماعی به فروش میرساند.
they often flog their services at trade shows.
آنها اغلب خدمات خود را در نمایشگاههای تجاری به فروش میرسانند.
he flogs his old furniture on online classifieds.
او مبلمان قدیمی خود را در سایتهای نیازمندیهای آنلاین به فروش میرساند.
the startup flogs its app with promotional discounts.
شرکت نوپا برنامه خود را با تخفیفهای تبلیغاتی به فروش میرساند.
she flogs her art pieces at exhibitions to gain exposure.
او آثار هنری خود را در نمایشگاهها به فروش میرساند تا دیده شود.
the team flogs their merchandise at every game.
تیم کالاهای خود را در هر مسابقهای به فروش میرساند.
he flogs his skills as a consultant to various companies.
او مهارتهای خود را به عنوان مشاور به شرکتهای مختلف ارائه میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید