calms the mind
آرام کردن ذهن
calms the soul
آرام کردن روح
calms my nerves
آرام کردن اعصاب من
calms the storm
آرام کردن طوفان
calms the chaos
آرام کردن هرج و مرج
calms your fears
آرام کردن ترسهای شما
calms the heart
آرام کردن قلب
calms the spirit
آرام کردن روحیه
calms the body
آرام کردن بدن
calms the tension
آرام کردن تنش
the gentle music calms my nerves.
موسیقی ملایم اعصاب مرا آرام میکند.
a warm bath calms the mind after a long day.
حمام گرم ذهن را بعد از یک روز طولانی آرام میکند.
her presence calms the children during the storm.
حضور او کودکان را در طول طوفان آرام میکند.
breathing exercises can help calm your anxiety.
تمرینات تنفسی میتوانند به آرام کردن اضطراب شما کمک کنند.
he calms himself by practicing meditation.
او با تمرین مدیتیشن خود را آرام میکند.
the aroma of lavender calms the senses.
عطر اسطوخودوس حواس را آرام میکند.
talking to a friend calms my worries.
صحبت با یک دوست نگرانیهای من را آرام میکند.
nature calms the busy mind.
طبیعت ذهن پرمشغله را آرام میکند.
reading a good book calms my restless spirit.
خواندن یک کتاب خوب روح restless من را آرام میکند.
warm tea calms the body and soul.
چای گرم بدن و روح را آرام میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید