soothes

[ایالات متحده]/suz/
[بریتانیا]/suːðz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آسوده می‌کند یا آرام می‌کند؛ راحت می‌سازد؛ درد را کاهش می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

music soothes

موسیقی آرام می‌کند

nature soothes

طبیعت آرام می‌کند

touch soothes

تماس آرام می‌کند

water soothes

آب آرام می‌کند

time soothes

زمان آرام می‌کند

silence soothes

سکوت آرام می‌کند

light soothes

نور آرام می‌کند

aroma soothes

عطر آرام می‌کند

meditation soothes

مدیتیشن آرام می‌کند

laughter soothes

خنده آرام می‌کند

جملات نمونه

the warm tea soothes my throat.

چای گرم گلویم را تسکین می‌دهد.

music soothes the soul.

موسیقی روح را تسکین می‌دهد.

the gentle breeze soothes my mind.

نسیم ملایم ذهن من را تسکین می‌دهد.

a good book soothes my worries.

یک کتاب خوب نگرانی‌های من را تسکین می‌دهد.

her kind words always soothe me.

کلمات مهربانانه‌اش همیشه من را تسکین می‌دهد.

yoga soothes the body and mind.

یوگا جسم و ذهن را تسکین می‌دهد.

taking a bath soothes my stress.

حمام کردن استرس من را تسکین می‌دهد.

nature soothes our restless spirits.

طبیعت ارواح بی‌قرار ما را تسکین می‌دهد.

a soft pillow soothes me to sleep.

یک بالش نرم من را برای خواب آرام می‌کند.

the scent of lavender soothes my anxiety.

بوی اسطخودوس اضطراب من را تسکین می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید