thrashes

[ایالات متحده]/θræʃɪz/
[بریتانیا]/θræʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان مجازات ضربه زدن؛ به طور کامل شکست دادن؛ به طور وحشیانه حرکت کردن؛ دانه را درو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

thrashes around

به اطراف می‌خزد

thrashes about

به اطراف می‌خزد

thrashes wildly

به شدت می‌خزد

thrashes in pain

درد دارد و می‌خزد

thrashes violently

به طور خشن می‌خزد

thrashes helplessly

بی‌اثر می‌خزد

thrashes the water

آب را به هم می‌زند

thrashes at shadows

به سایه‌ها می‌خزد

thrashes in anger

از خشم می‌خزد

thrashes with fury

با خشم می‌خزد

جملات نمونه

the boxer thrashes his opponent in the ring.

бок‌سوار حریف خود را در رینگ شکست می‌دهد.

the storm thrashes the coastline with strong winds.

طوفان با وزش بادهای شدید خط ساحلی را در هم می‌کوبد.

the child thrashes around in bed, unable to sleep.

کودک در رختخواب به این سو و آن سو می‌خزد، نمی‌تواند بخوابد.

the fish thrashes wildly on the deck.

ماهی به شدت روی عرشه به این سو و آن سو می‌خزد.

she thrashes through her homework, trying to finish quickly.

او سعی می‌کند تکالیف خود را به سرعت تمام کند.

the dog thrashes its tail excitedly when it sees its owner.

وقتی صاحبش را می‌بیند، سگ با هیجان دم خود را تکان می‌دهد.

the athlete thrashes the competition to win the race.

ورزشکار برای برنده شدن در مسابقه، رقابت را شکست می‌دهد.

he thrashes out his frustrations on the punching bag.

او خشم و ناامیدی خود را روی کیسه بوکس می‌ریزد.

the waves thrash against the rocks during the storm.

امواج در طول طوفان به شدت به صخره‌ها برخورد می‌کنند.

the player thrashes the ball over the net.

بازیکن توپ را از روی شبکه می‌فرستد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید