flummery

[ایالات متحده]/ˈflʌməri/
[بریتانیا]/ˈfləməri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حلیم نازک یا یک خوراک شیرین تهیه شده با تخم‌مرغ و شیر؛ ستایش خالی یا غیرصادقانه؛ مزخرف یا صحبت احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

flummery nonsense

حرف‌های بی‌معنی

political flummery

سخنان بی‌معنی سیاسی

flummery talk

صحبت‌های بی‌معنی

flummery remarks

اظهارات بی‌معنی

flummery claims

ادعاهای بی‌معنی

flummery ideas

ایده‌های بی‌معنی

flummery statements

بیانیه‌های بی‌معنی

flummery promises

وعده‌های بی‌معنی

flummery opinions

نظرات بی‌معنی

flummery beliefs

باورهای بی‌معنی

جملات نمونه

his speech was filled with flummery, lacking any real substance.

سخنرانی او مملو از چاپلوسی بود و فاقد هرگونه عمق واقعی بود.

don't let their flummery distract you from the main issue.

اجازه ندهید چاپلوسی آنها شما را از مسئله اصلی منحرف کند.

the report was criticized for its flummery and lack of data.

گزارش به دلیل چاپلوسی و فقدان داده مورد انتقاد قرار گرفت.

she was tired of the flummery in the corporate world.

او از چاپلوسی در دنیای شرکت‌ها خسته شده بود.

his compliments were just flummery, not genuine praise.

تعارفات او فقط چاپلوسی بودند، نه تعریف واقعی.

they filled the meeting with flummery instead of actionable ideas.

آنها به جای ایده های عملی، جلسه را با چاپلوسی پر کردند.

she saw through the flummery and demanded real answers.

او از چاپلوسی عبور کرد و خواهان پاسخ های واقعی شد.

the politician's flummery fooled many, but not all.

چاپلوسی سیاستمدار بسیاری را فریب داد، اما همه را نه.

his flummery was amusing at first, but soon became tiresome.

چاپلوسی او در ابتدا خنده دار بود، اما به زودی خسته کننده شد.

she dismissed his flummery and focused on the facts.

او چاپلوسی او را نادیده گرفت و بر روی حقایق تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید