flummery nonsense
حرفهای بیمعنی
political flummery
سخنان بیمعنی سیاسی
flummery talk
صحبتهای بیمعنی
flummery remarks
اظهارات بیمعنی
flummery claims
ادعاهای بیمعنی
flummery ideas
ایدههای بیمعنی
flummery statements
بیانیههای بیمعنی
flummery promises
وعدههای بیمعنی
flummery opinions
نظرات بیمعنی
flummery beliefs
باورهای بیمعنی
his speech was filled with flummery, lacking any real substance.
سخنرانی او مملو از چاپلوسی بود و فاقد هرگونه عمق واقعی بود.
don't let their flummery distract you from the main issue.
اجازه ندهید چاپلوسی آنها شما را از مسئله اصلی منحرف کند.
the report was criticized for its flummery and lack of data.
گزارش به دلیل چاپلوسی و فقدان داده مورد انتقاد قرار گرفت.
she was tired of the flummery in the corporate world.
او از چاپلوسی در دنیای شرکتها خسته شده بود.
his compliments were just flummery, not genuine praise.
تعارفات او فقط چاپلوسی بودند، نه تعریف واقعی.
they filled the meeting with flummery instead of actionable ideas.
آنها به جای ایده های عملی، جلسه را با چاپلوسی پر کردند.
she saw through the flummery and demanded real answers.
او از چاپلوسی عبور کرد و خواهان پاسخ های واقعی شد.
the politician's flummery fooled many, but not all.
چاپلوسی سیاستمدار بسیاری را فریب داد، اما همه را نه.
his flummery was amusing at first, but soon became tiresome.
چاپلوسی او در ابتدا خنده دار بود، اما به زودی خسته کننده شد.
she dismissed his flummery and focused on the facts.
او چاپلوسی او را نادیده گرفت و بر روی حقایق تمرکز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید